چهارشنبه ٠٥ ارديبهشت ١٣٩٧
|
فهرست اصلی
ورود
نام کاربری :   
کلمه عبور :   
[عضویت]
[فراموشی کلمه عبور]
فراخوان مقالات

ثبت نظرات

اوقات شرعی
آمار بازدید
 بازدید این صفحه : 4047
 بازدید امروز : 324
 کل بازدید : 3431317
 بازدیدکنندگان آنلاين : 4
 زمان بازدید : 0/4531
کار (خیر) اندک ، که بر آن مداومت ورزی ، از کار بسیار که از آن خسته شوی ، امیدوار کننده تر است ( حضرت علی علیه السلام )
اسلام

اشتغال زنان از نگاه قرآن و سنت

 تفاوت طبيعت مرد با زن

آفرينش زن از نگاه قرآن كريم: در زمينه آفرينش زن در سوره نساء خداوند مي فرمايد:«خلقكم من نفس واحدة و خلق منها زوجها[1]...»، «شما را از نفس واحدي خلق نمود و زوج او را از او پديد آورد.» در آيه فوق مراد از«نفس واحده» آدم و مراد از «زوجها» حضرت حوا(س) است كه پدر و مادر نسل انسانند.[2] بدين معني كه خداوند حضرت حوا را از جنس و نوع حضرت آدم آفريد يا به تعبير ديگر، مراد اين است كه گل آدم و حوا يكي است. اما در تفسير كلمه«منها» بايد گفت، مفسران معتقدند، كه مراد از آن«من جنسها» است.[3]

تفاوت جسمي زن با مرد

مرد تقريباً از زن درشت اندام تر و بلند قدتر و صدايش كلفت تر و خشن تر است، رشد بدني مرد از زن سريع تر است حتي برخي معتقدند كه جنين پسر سريع تر از جنين دختر رشد مي كند. رشد عضلاني مرد و نيروي بدني او از زن بيش تر است. اما زن در مقابل بسياري از بيماري ها از مرد مقاوم تر است، دختر زودتر از پسر به سخن مي آيد و زودتر به مرحله بلوغ مي رسد. مغز مرد تقريباً از مغز زن بزرگتر است، ولي با در نظر گرفتن نسبت مغز به مجموع بدن، مغز زن از مغز مرد، بزرگ تر است، ريه مرد قدرت دم و بازدم بيش تري دارد، ضربان قلب زن از ضربان قلب مرد سريع تر است و تفاوت هاي عميق و دقيق تري كه روز به روز با پيشرفت علم، آشكارتر مي گردد.[4]

 

تفاوت روحي زن با مرد

زن و مرد از لحاظ رواني نيز خصوصيات متفاوتي دارند، مثلاً زن سريع تر از مرد تحت تأثير احساسات خويش قرار مي گيرد. و به تعبير استاد شهيد مرتضي مطهري احساساتش صلح جويانه تر از مرد است؛ زن از توسل به خشونت درباره ديگران و خود پرهيز مي كند و به همين دليل ميزان خودكشي در زنان كمتر از مردان است. احساسات در زن مادرانه است و اين احساسات از دوران كودكي در او پديدار مي گردد، علاقه زن به خانواده و توجه ناخودآگاه او به اهميت كانون خانوادگي بيش از مرد است؛ زن در علوم استدلالي و مسائل خشك عقلاني به پاي مرد نمي رسد. ولي در ادبيات و نقاشي و ساير مسائل كه با ذوق و احساسات مربوط است دست كمي از مرد ندارد، مرد بيش تر از زن قدرت كتمان رازها را دارد. به طور كلي مي توان گفت: بارزترين اين تفاوت ها به صورت عواطف و احساسات شديد در زن و احياناً غلبه آن بر عقل، (و نه به رغم برخي، نقصان عقل) و غلبه تعقل بر احساسات در مرد نمايان مي شود، كه با وظايفي كه هركدام در نظام آفرينش به عهده دارند متناسب است. و ناگفته پيدا است كه زن به خاطر داشتن نقش همسري و نقش خطير مادري، نيازمند عاطفه و احساسات بيشتري است، حال آن كه مرد براي مبارزه با تحصيل معاش و يافتن راه غلبه بر مشكلات، بيش تر به تفكر و تعقل نياز دارد كه رقت احساس در اين ميان كارساز نيست و به تعبير مرحوم علامه طباطبايي، تجهيز مرد به نيروي تعقل و دفاع و تجهيز زن به عواطف و احساسات شيوه اي متعادل است. و به اين ترتيب، دو كفه ترازوي زندگي در جامعه، كه مركب از مرد و زن است، متعادل شده است.[5] در نتيجه زن صرف نظر از تفاوت جسمي و رواني خود با مرد، خلقي مستقل از مرد دارد و در اصل آفرينش و گوهر وجودي اش، هيچ تفاوتي با مرد ندارد. تفاوت هاي جسمي و رواني ميان زن و مرد، موجب تفاوت در مسئوليت هاي آنان شده و به تبع آن، تفاوت حقوق آنان را نيز به دنبال خواهد داشت، كه اگر وجود تفاوت هاي طبيعي ميان زن و مرد را قبول داشته باشيم و تفاوت مسئوليت ها و حقوق زن و مرد در قرآن كريم را از همين زاويه بنگريم، تمام شبهات درباره ي اين مسائل برطرف خواهد شد و مشخص مي شود كه قرآن كريم، هيچ گونه تبعيض بين زن و مرد قائل نشده است.[6] از ديدگاه اسلام، تفاوت هاي زن و مرد«تناسب» است، نه«نقص» و«كمال». قانون خلقت خواسته است با اين تفاوت ها تناسب بيشتري ميان زن و مرد كه قطعاً براي زندگي مشترك ساخته شده اند(و مجرد زيستن، انحراف از قانون خلقت است)، به وجود آورد.[7] موضوع كار كردن زن مسلمان در بيرون از خانه، باعث اختلاف نظر، ميان علماي اهل سنت و علماي شيعي است و هريك از اين فقها، دليل و سبب هايي را براي نظر خود مطرح مي كنند.


نظر قرآن، سنت و فقها


دين اسلام به هنگام پيدايش، برخي امور را كه در جاهليت بدان عمل مي شد، پذيرفت و بعضي را اصلاح كرده، برخي ديگر را از بين برد و قوانين جديدي را براي سامان دهي زندگي مسلمانان در اجتماع نو ظهور امت اسلام، وضع كرد. اسلام در مورد كار كردن زن، وضع زمان جاهليت را پذيرفت؛ يعني بي آن كه قانون صريحي بنهد، به زن اجازه داد هم چنان كار كند، زيرا دين، همان گونه كه حق كار كردن مرد را مسلم و بديهي مي دانست، در مورد زن چنين عقيده اي داشت. در زمان جاهليت، بسته به [فرهنگ] محيط، به زن اجازه كار و فعاليت حرفه اي داده مي شود. زن به فعاليت هاي بزرگ و مهم اقتصادي در جامعه مي پرداخت و در كنار مرد خانواده يا براي ارتزاق[خود و خانواده اش، اگر بيوه يا مطلقه بود] به عنوان يك كارگزار، فعاليت كشاورزي و دامپروري داشت. زنان براي كمك به خانواده يا ارتزاق، به صنايع دستي مشغول بودند. وي آن چه را مي بافت، يا مي ريسيد، و هم چنين كره و روغن يا پوست دباغي شده را مي فروخت، زن فعاليت تجاري هم داشت، چه در داخل و محدود، كه در بازارهاي محلي يا عمومي خريد و فروش مي كرد و يا در محل كسب خود كه در طول سال كار مي كرد و محصولات دست سازش را مي فروخت يا كارهاي زنان را كه براي وي كار مي كردند و آن چه را ساخته شده از بازار مي خريد، خريد و فروش مي كرد. از شمار اين زنان«ام منذر بنت قيس» است كه ظاهراً در زمان رسول الله(ص) خرما مي فروخت و«اسماء بنت مخرمة بن جندل» كه عطر فروش بود و از«يمن» عطر وارد مي كرد و در مدينه مي فروخت. برخي از زنان تجارت خارجي مي كردند و ثروتمند بودند. مثل«هند بنت عقبه» و«خديجه بنت خويلد» اولين همسر گرامي پيامبر اكرم(ص). در مقايسه با باقي حرفه ها، تجارت اهميت و موقعيت خاصي داشت و كساني كه بدان مي پرداختند كه شخصيتي قوي داشتند و دور انديش بودند و مي توانستند با مردم روابط و پيوند خوبي داشته باشند. افزون بر اين كارها، زنان در زمينه فكري و ادبي نقش داشتند و كاهن، شاعر، حكيم و مرجع رفع اختلاف بودند.[8] اگر كار و فعاليت زنان در زمان اسلام را ادامه وضع زمان جاهليت بدانيم و اگر قرآن آيه صريحي درباره كار كردن زنان نياورده باشد، هم چنان كه درباره مردان نياورده آيا مي توانيم بدين سبب بگوييم: كار كردن مرد حرام است؟! اگر چه در قرآن به طور ضمني اشاره به كار كردن زنان شده است. قرآن مَهر را بر مرد شرعاً واجب كرده، ارث بردن زن را پذيرفته و سهم مشخصي از ارث را در هر وضعي براي وي در نظر گرفته است. اين حقوق و اموال، سرمايه اي براي زن است كه بايد آن را توسعه و رشد دهد. قرآن مي پذيرد كه وي قانوناً شايستگي دارد، پيمان ببندد و خريد و فروش و رهن و... كند.[9] در سنت- كه از جمله وظايف آن تشريح و تبيين محتواي قرآن است- مطلبي درباره ممنوعيت كار كردن زن نيامده است، بلكه زن را به حضور در فعاليت ها و به عهده گرفتن وظايف و مناصبي خواند، كه به مقتضاي جامعه نو پيداي اسلام به وجود آمده بود. در مكه و زمان رسول الله(ص) امور حسبه(مالي) را«سمراء بنت نهيك الا سديه» بر عهده داشت. وي با شلاق، كساني را كه در داد و ستد، غش و فريبكاري مي كردند، مجازات مي كرد. امور حسبه از مهم ترين و خطيرترين مناصبي است كه شخص
مي تواند در جامعه اسلامي بر عهده گيرد. مسئوليت امر حسبه، حد و مرزي نمي شناسد. از واگذاري اين مسئوليت به زن مي توان ميزان اعتماد بالا توانايي ها و شايستگي هاي زن را در پذيرش مسئوليت، در زمان پيامبر(ص) فهميد. در زمان پيامبر(ص) بسياري از زنان مانند مردان در جنگ ها حضور فعالي داشتند.[10]


نظر فقيهان شيعي

سيد يزدي در عروة الوثقي و سيد حكيم در مستمسك گفته اند: اگر زن براي خدمت در مدت معيني، [تعهد و توان خود را] اجاره دهد و پيش از انقضاي اين مدت، ازدواج كند، اجاره[و تعهد] باطل نمي شود، حتي اگر خدمت، منافي بهره جويي شوهر و حقوق زناشويي باشد. در اين حكم تفاوتي نيست شوهر در هنگام ازدواج، تعهد زن را بداند يا نداند، زيرا دو حق اينجا هست: حق خدمت و حق شوهر. اگر زن بتواند هر دو را انجام دهد، كه خوب، و اگر جمع ميان آن دو ممكن نباشد و تزاحم كنند، حق بيشتر، كه تعهد خدمت است، مقدم است، چون اگر حقوق شرعي مزاحم هم شوند، ترجيح با حق سابق است. بنابراين شوهر حق اعتراض يا فسخ تعهد زن را ندارد و همسر ناشزه محسوب نمي شود. اما اگر پس از ازدواج تعهد خدمت دهد و با حق شوهر منافات داشته باشد، بدون اذن و اجازه شوهر، تعهد خدمت درست نيست. اگر تعهد، با حق شوهر مطلقاً منافات ندارد، مثلاً تعهد قرائت قرآن يا بافتن پيراهن با نخ كاموا يا پشم، را بدهد، اجاره[و تعهد] صحيح است حتي اگر شوهر اذن ندهد.»[11] متانت و منطقي بودن و واقع نگري نظر اين فقيهان مشهود است. اينان اگر كاركردن زن، پس از ازدواج را به موافقت شوهر ربط داده اند، به معناي اولويت حضور زن در خانه است. بدون ترديد اين اجتهاد هم خوان با واقعيت هاي اجتماع در آن زمان است.


زنان مؤثر در تكامل تاريخ و ارائه الگوهاي عملي

قرآن كريم هم چنان كه پيامبران را الگوي مردم معرفي مي نمايد و مي گويد: «لكم في رسول الله اسوة حسنة» زنان برجسته اي هم چون«آسيه» همسر فرعون و «مريم» مادر عيسي و اصولاً زنان مؤمنه و پرهيزگار را الگوي همه مردم معرفي مي نمايد.[12] در اين جا اين سؤال مطرح است كه در عصر تهاجم فرهنگي خصوصاً تهاجمي كه بر عليه اسلام اصيل از سوي استكبار جهاني به سركردگي آمريكا صورت مي گيرد، زن مسلمان با توجه به حضورش در جامعه، چگونه بايد آرمان هاي ديني و اعتقادي خود را محفوظ نگاه دارد؟ زن مسلمان مي تواند همراه با توسعه تكنولوژي و با الگوبرداري از زنان بزرگي هم چون خديجه(س)، فاطمه زهرا(س)، زينب(س)، سميه و... به جايگاه اجتماعي خود در اين زمان دست يابد مشروط به اين كه:
1. ملاك ارتقا اجتماعي را برخورداري از اخلاق الهي، انديشمند بودن و استقلال فكري بداند نه بهره مندي صرف از ماديات و داشتن حسن ظاهر و وابستگي هاي نامعقول دنيوي.

2.در اخلاق فردي نيز ارزش هاي الهي هم چون ايثار، فداكاري، محبت به همنوع و حفظ حدود الهي هم چون عفاف و پاكدامني را در خود پرورش داده به گونه اي كه اين خصلت ها ملكه وي شود و در هر شرايطي آن ها را بكار گيرد.[13] آسيه همسر فرعون يكي از برجسته ترين چهره هاي تاريخ است كه در آلوده ترين دوران تاريخي سرزمين مصر ظهور خويش را به بهترين وجهي نشان داد. حضرت موسي(ع) در سايه حمايت هاي اين بانوي بزرگوار توانست مراحل حساس نهضت خويش را طي كند و براي پذيرش رسالت پيامبري آماده شود.[ 41] تاريخ صدر اسلام آكنده از نقش فعال سياسي زنان است، زناني كه اسوه آنان حضرت فاطمه(س) مي باشد. تولد حضرت فاطمه(س) از نقاط درخشان و از معجزات خداوندي بود و جلوه گر اهدافي است كه پيامبر(ص) رسالت آن را بر دوش داشت. فاطمه(س) در تاريخ اسلام چهره برجسته و شخصيت ارجمندي دارد، البته نه تنها به خاطر اين كه دختر پيامبر، يا همسر علي(ع) است و نه تنها به خاطر اين كه مادر ائمه اطهار است، بلكه از اين نظر كه او در جايگاه يك زن- آن هم در تاريك ترين دوران تاريخ- كه زن از نازل ترين نقش اجتماعي برخوردار بود- رسالتي را به انجام رسانيد و شوري در اجتماع زنان و جامعه بي فروغ آنان برانگيخت. بانويي كه خطبه هاي بليغ او در حمايت از مقام ولايت در تاريخ، جاويد مانده و خطابه هاي پرارزش دخت او، زينب كبري(س) نيز در دربار ابن زياد و يزيد اثر ماندگار ديگري در تاريخ اسلام گرديده است و در برابر«كاخ سبز» يزيد تداوم خون سرخ برادر مي شود و امروز فرياد ظلم برانداز زينب(س) در شطّ خون حسين(ع) جاري و جاودانه بانگ بيداري زمان و آزادگان جهان اسلام است.[15] از جمله زنان ره يافته كه راهبر جاهلان گمراه بودند، مي توان از«سفانه» دختر طايي نام برد كه راهنماي برادر خود، عدي مي گردد و سبب مي شود تا برادرش نزد پيامبر(ص) بيايد و دين اسلام را اختيار كند تا آن جا كه عدي از اصحاب خاص و حاميان پرتوان حضرت علي(ع) در عهد خلافت آن امام همام مي شود. ام سلمه همسر پيامبر(ص) بالغ بر 378 حديث از پيامبر نقل كرده است. درباره او مي گويد: هر گاه مشغول كاري در خانه بود، چون صداي آن حضرت را مي شنيد، با عجله كار را بر زمين مي گذاشت و با اشتياق فراوان براي شنيدن كلام حضرت مي شتافت.[16] بنابراين زناني كه نقش اساسي در تاريخ اسلام و به تبع آن در پيروزي و تداوم انقلاب اسلامي داشتند با توجه به ميزان تعهد و خدمت شان، در تكامل انسانيت و پرورش انسان ها نقش داشته اند. حتي اگر خانه دار بوده باشند. آنان در جامعه داراي ارزش و احترام هستند و هم چنين الگو و نمونه- نه تنها براي زنان- بلكه براي مردان نيز مي باشند.


پي نوشت ها:

[1]- نساء(4) آيه 1.
[2]- محمدحسين طباطبايي، الميزان، ج4، ص 139؛ طبرسي، فضل بن حسن، مجمع البيان، ج3 و4، ص 7.
[3]- محمدحسين طباطبايي، الميزان، ج4، ص 140؛ طبرسي، فضل بن حسن، مجمع البيان، ج3 و4، ص 629.
[4]- مرتضي مطهري، نظام حقوق زن در اسلام، تهران، چاپ هشتم، زمستان 1367، ص 177 و 205، با تلخيص.
[5]- طاهره نور حسن فقيده، حقوق زن در قرآن و عهدين، فرهنگ گستر، چاپخانه سروش، ص 56.
[6]- طاهره نور حسن فقيده، حقوق زن در قرآن و عهدين، ص 57، با اندكي تلخيص.
[7]- مرتضي مطهري، نظام حقوق زن در اسلام، ص 169 و 170.
[8]- شيماء الصراف،اشتغال زنان ازنگاه قرآن و سنت ونظر فقهاي گذشته و حال،مترجم: عبدالله اميني،پيام زن،شماره هشتم،ص23
[9]- شيماء الصراف،اشتغال زنان ازنگاه قرآن وسنت و نظر فقهاي گذشته وحال، مترجم:عبدالله اميني،پيام زن،شماره هشتم، ص24
[10]- همان، ص 25 و 26، با اندكي تلخيص و دخل و تصرف.
[11]- شيماء الصراف،اشتغال زنان ازنگاه قرآن وسنت ونظرفقهاي گذشته وحال،مترجم:عبدالله اميني،پيام زن،شماره هشتم، ص 23[12]- مريم(19) آيات 11 و 12.
[13]- مجموعه مقالات كنفرانس نقش زن و خانواده در توسعه انساني، ناشر: دفتر امور زنان نهاد رياست جمهوري آقاي رفسنجاني، چاپ اول، زمستان 1375، امور فني: مؤسسه دانشگاهي رسام هنر، ص 14 با تلخيص.
[14]- مجموعه مقالات كنفرانس نقش زن در خانواده در توسعه انساني،  صص 16 و 17 با تلخيص.


شغل بانوان

اسلام به کار و تلاش مرد و زن و پرهیز از کسالت و تنبلی آنان سفارش زیادی کرده در این نوشتار شغل زنان را از نظر اسلام و توصیه های آن بررسی می کنیم:

1. ضرورت شغل و پرهیز از بی کاری
درست است که بر مردان واجب است مخارج خانواده را تأمین کنند و بانوان شرعاً در این باره مسئولیتی ندارند، اما خانم ها نیز باید شغل و کاری داشته باشند. در اسلام از فراغت و بی کاری مذمت شده است.
امام صادق ـ علیه السلام ـ می فرماید:خداوند متعال خواب زیاد و فراغت زیاد را مبغوض می دارد.
باز در حدیثی دیگر می فرماید:خواب زیاد، دین و دنیای انسان را ضایع و تلف می کند.
حضرت زهرا ـ سلام الله علیها ـ هم در خانه کار می کرد و زحمت می کشید.
انسان چه نیازمند باشد چه نباشد، باید شغل و کاری داشته باشد و عمر خویش را بیهوده هدر ندهد، کار کند و جهان را آباد نماید، اگر محتاج بود درآمدش را صرف خانواده می کند و اگر نبود در امور خیریه و کمک به مستمندان به مصرف می رساند. بی کاری، ملال آور و خسته کننده است، و چه بسا باعث بیماری های روانی، جسمانی و فساد اخلاقی می شود.

 حکم اسلام
در نظام حیات اسلامی بار تأمین معاش و زندگی بر دوش مردان است و زنان در این زمینه مسؤولیتی ندارند. این بخاطر رأفت اسلامی است که زن بتناسب جنبه های روانی و عاطفی در کاری انجام وظیفه کند که امکان آن برایش موجود باشد.
اسلام در رعایت حال زنان حتی فرمود که پدر می تواند پسر خود را جبراً به کاری درآمد زا مشغول نماید تا او تهیه معیشت کند ولی چنین جبری درباره دختران روا نیست. او دارای طبعی ظریف و روحی حساس است و عادلانه نیست کارهای مردانه که سفت و سخت و خشنند بر آن ها بار شود.
زن نه در خانه پدر و نه در خانه شوهر ناگزیر به کار و تلاش برای تأمین معیشت نیست، اجباری ندارد که در محیط خشن و توأم با سر و صدای کارخانه ها و یا در عمق معادن و زیر زمین ها به تحمل صدمات و مشقات بپردازد. و نان برای اعضاء خانه فراهم کند. این امر بویژه در ایام عادت ماهانه و در دوران حمل و شیر دهی ستم عظیمی برای زن به حساب می آید. پس چه بهتر که او به کار لطیف و ظریف خود بپردازد و شوهر او به تأمین معیشت و تحمل بار نفقه اش اقدام کند


 با رويكرد توجه به حجاب وارتباطات ديدگاه اسلام درباره اشتغال زن

ديدگاه اسلام درباره اشتغال زن چيست؟ آيا حجاب اسلامى مانع جدى اشتغال و عامل ركود فعاليت هاى اجتماعى زنان نيست؟ اشتغال زنان در جامعه امروزى با نقش مادرى زنان و نيز با توصيه حضرت زهرا(س) مبنى بر منع اختلاط چگونه سازگار است؟

بريا بيان پاسخ صحيح براساس اسلام ناب و پرهيز از افراط و تفريط به ديدگاه استاد شهيد آيةاللَّه مطهرى در تبيين حق حضور زنان در فعاليت هاى اجتماعى، سياسى و فرهنگى و حق اشتغال آنان اشاره مى كنيم. عصاره بيان ايشان در كتاب نظام حقوقى زن در اسلام چنين است:

الف. حق اشتغال

اسلام به زن حق اشتغال و حق مالكيت و تحصيل ثروت داده است و به مرد حق نداده در ثروت متعلق به زن تصرف كند. براساس آيات قرآن زنان همانند مردان در نتايج كار و فعاليت هايشان ذى حق هستند. نساء (4)، آيه 7 و 32.

«زن مانند مرد داراى ذوق، فكر، فهم، هوش و استعداد كار است، اين استعدادها را خدا به او داده است و حكيمانه است كه بايد به ثمر برسد. از آنجا كه هر استعداد طبيعى، دليل يك حق طبيعى است، پس اشتغال زن حقى است كه خداى متعال به آنان ارزانى داشته است و محروم ساختن او از اين حق خلاف عدالت است. بازداشتن زن از كوشش هايى كه آفرينش به او امكان داده است، نه تنها ستم به زن است، بلكه خيانت به اجتماع نيز مى باشد، زيرا هر چيزى كه سبب شود قواى طبيعى و خدادادى انسان معطل و بى اثر بماند به زيان اجتماع است.

اسلام هرگز نمى خواهد زن، بى كار و بى عار بنشيند و وجودى بى ثمر بارآيد. كار زن از نظر اسلام متعلق به خود اوست. زن اگر مايل باشد، كارى كه رد خانه به وى واگذار شود مجاناً و تبرعاً انجام مى دهد و اگر نخواهد، مرد حق ندارد او را مجبور كند. حتى در شير دادن به طفل با اينكه زن اولويت دارد، اولويت او موجب سقوط حق اجرت او نيست، فقط در صورتى كه زن مبلغ بيشترى مطالبه كند مرد حق دارد طفل را به دايه اى كه اجرت كمترى مى گيرد بسپارد.

كار زنان اختصاصى به حوزه درون خانه ندارد، بلكه زن مى تواند هر نوع كارى كه فاسد كننده خانواده و مزاحم حقوق ناشى از ازدواج نباشد براى خود انتخاب كند و درآمدش هم منحصراً به خود او تعلق دارد.

ناگفته نماند كه موضوع بحث ما اين نيست كه آيا زن در درجه اول بايد به وظايف خانوادگى بپردازد يا نه؟ بدون ترديد ما طرفدار اين هستيم كه وظيفه اول زن، مادرى و خانه دارى است؛ بلكه مقصود ما اين است كه لزومى ندارد زن الزاماً به درون خانه رانده شود و پرده نشين باشد.

پس در اينجا با سه مسئله مواجه هستيم:

1. اصل حضور زنان در فعاليت هاى اجتماعى و اشتغال آنان.

2. حوزه حضور زنان در فعاليت هاى اجتماعى و اشتغال آنان كه بايد متناسب با ويژگى هاى جسمى و روحى زنان باشد.

3. نحوه حضور زنان در فعاليت هاى اجتماعى و اشتغال كه بايد سالم و بدون آفت باشد. اسلام ساز و كارهايى را براى مسئله انديشيده است و از جمله آنها مى توان به پوشش اسلامى بانوان و كسب اجازه از همسران و توصيه به منع اختلاط اشاره كرد.

ب. حجاب اسلامى زن و حق اشتغال

يكى از ايرادهايى كه به حجاب اسلامى مى گيرند اين است كه حجاب مانع اشتغال زنان و باعث ركود و تعطيل فعاليت هاى زنان مى گردد. پاسخ آن است كه مبناى حجاب در اسلام اين است كه التذاذات جنسى بايد به محيط خانوادگى و به همسر مشروع اختصصا يابد و محيط اجتماع، خالص براى كار و فعاليت باشد و به همين دليل به زن اجازه نمى دهد كه هنگام خروج از منزل، موجبات تحريك مردان را فراهم كند و به مردم هم اجازه چشم چرانى نمى دهد. چنين حجابى نه تنها نيروى كار زن را فلج نمى كند بلكه موجب تقويت نيروى كار اجتماع نيز مى گردد.

اين ايراد بر حجاب نوع هندى يا يهودى يا ايران باستان وارد است؛ در حالى كه حجاب اسلامى هيچ گاه حكم به حبس زن در خانه نمى دهد تا جامعه را از وجود و استعدادهاى او محروم سازد، بلكه حدودى را تعيين مى كند كه زن با عمل به آن حدود، از چشم چرانى و فساد اخلاق مردان در امان باشد و خود نيز با وقار در عرصه اجتماع ظاهر شود.

نكته عجيب آن است كه مخالفان حجاب به بهانه اينكه حجاب نيمى از افراد جامعه را فلج مى كند با ترويج بى حجابى و فساد و بى بند و بارى نيروى تمام افراد جامعه را فلج مى كنند. نتيجه اين مى شود كه در جوامع مسلمان متجدد مآب، فقط در روستاها و خانواده هاى بسيار متدين، زنان با لباس ساده در اجتماع ظاهر مى شوند و به فعاليت اقتصادى مفيد مى پردازند وگرنه ساير زنان براى خودآرايى و آرايش، جز استهلاك ثروت و وقت و فاسد كردن اخلاق اجتماعى و خانواده، كار ديگرى نمى كنند و عده اى جاهل، نام اين را فعاليت اجتماعى و آزادى زن مى گذارند.

ج. كسب اجازه زن براى خروج از منزل و حق اشتغال

يكى از ايرادهايى كه بر نظام حقوقى زن در اسلام مى گيرند وجود محدوديت هايى براى زن در اصل حضور در جامعه و يا نحوه حضور است.

اينكه زن براى خروج از منزل نياز به اجازه شوهر داشته باشد، با آزادى طبيعى و حيثيت انسانى و حقوق خدادادى زن منافات دارد. مى گويند چگونه ممكن است براى زن حق اشتغال و استقلال اقتصادى قايل شد، با وجود آن اين محدوديت ها را قابل توجيه دانست؟

پاسخ آن است كه صِرف بيرون رفتن زن از خانه يا خريد و فروش زن در فروشگاه ولو اينكه فروشنده يا خريدار مرد باشد و يا شركت كردن زن در مجالس و اجتماعات، حرام و ممنوع نيست، چنان كه در مساجد و مجالس مذهبى و پاى منبرها شركت مى كنند چه كسى گفته كه تحصيل زن، فن و هنرآموزى زن و شكوفايى استعدادهايى كه خداوند در وجود او نهاده، حرام است؟! آنچه كه مهم است دو مسئله است:

1. رعايت پوشش اسلامى به گونه اى كه بيرون رفتن به صورت خودنمايى و تحريك آميز باشد.

2. رعايت مصلحت خانوادگى كه ايجاب مى كند خارج شدن از خانه توأم با جلب رضايت شوهر و مصلحت انديشى او باشد. اين بدان جهت است كه از نظر اسلام مرد رئيس خانواده است و زن عضو اين دايره است. بنابراين در حدودى كه مرد مصالح خانوادگى را در نظر مى گيرد حق دارد زن را از كار معينى منع كند. البته مرد هم بايد در حدود مصالح خانوادگى نظر بدهد نه بيشتر. گاهى ممكن است رفت و آمد زن به خانه اقوام و فاميل حتى خانه مادرش برخلاف مصلحت خانوادگى باشد، براى مثال خواهر يا برادر او فرد مفسد و فتنه انگيزى است كه زن را ضد مصالح خانوادگى تحريك مى كند و زن پس از برگشت به منزل بهانه گيرى مى كند و با ايجاد ناراحتى در خانه، زندگى را تلخ و غيرقابل تحمل مى سازد. در چنين مواردى شوهر حق دارد كه ازاين معاشرت هاى زيانبخش كه زيانش متوجه همه اعضاى خانواده اعم از مرد، زن و فرزندانشان مى شود جلوگيرى كند. ولى در مسائلى كه مربوط به مصالح خانواده نيست، دخالت مرد توجيه شرعى ندارد. پيش از اين گفتيم زن مى تواند هر نوع شغلى براى خود انتخاب كند مشروط به اينكه مايه فساد براى خانواده و يا مزاحم حقوق همسر نباشد.

در ادامه، يادآورى چند نكته سودمند است:

1. وظيفه اول زن، مادرى و خانه دارى است و اشتغال زن نبايد با اين وظيفه مهم مزاحمت داشته باشد؛

2. در اين بحث، منظور ما آن نوع كار اجتماعى نيست كه مستلزم خلوت با فرد بيگانه است و اكثر فقها قائل به حرمت آن شده اند.

د. حق فعاليت هاى فرهنگى، اجتماعى و سياسى

اسلام نمى خواهد زن به صورت موجود مهملى درآيد كه به جاى شكوفايى استعدادهايش، كارش فقط استهلاك ثروت و فاسد كردن اخلاق اجتماع و تخريب بنيان خانواده باشد. اسلام با فعاليت واقعى اجتماعى و سياسى و فرهنگى زن هرگز مخالف نيست و متون و تاريخ اسلام گواه آن است. اسلام مخالف فلج كردن نيروى زن و حبس استعدادهاى او و محروم ساختن او از فعاليت هاى فرهنگى و اجتماعى است. اسلام نه مى گويد كه زن از خانه بيرون نرود و نه منكر حق تحصيل علم و دانش او است و نه فعاليت اقتصادى يا اجتماعى و سياسى خاصى را براى زن تحريم مى كند. در مبارزات سياسى و تبليغ فرهنگى، دختر على(ع)، هم دوش برادرش حسين(ع) در حماسه بزرگ و تاريخى كربلا حضور فعال و بسيار مؤثر دارد و اصلاً فلسفه اينكه اباعبداللَّه(ع) اهل بيتش را در آن سفر خطرناك همراه خود برده است، يك اقدام حساب شده و به جهت مأموريت و رسالتى بود كه بايد در آن سفر انجام دهند.

ه . شركت زن در مجامع

اسلام با همه توجهى كه به پاكى روابط جنسى ميان زن و مرد و نيز به خطر شكسته شدن حصار عفاف دارد، به عنوان يك آيين معتدل و متعادل از جنبه هاى ديگر غفلت نمى ورزد و زنان را تا حدودى كه منجر به فساد نشود، از شركت در اجتماع نهى نمى كند. زنان مسلمان مى توانند در حج، جهاد دفاعى، نمازجمعه و نماز عيد فطر و قربان، بيعت با ولى امر مسلمين، تشييع جنازه و... شركت نمايند. چنان كه مى دانيم جهاد بر زنان واجب نيست مگر وقتى كه شهر و حوزه مسلمانان مورد حمله واقع شود و جنبه صددرصد دفاعى به خود بگيرد. در غير اين صورت واجب نيست. با وجود اين، رسول خدا(ص) به برخى از زنان اجازه ميداد كه در جنگ ها براى كمك به سربازان و مجروحان شركت كنند.

حق مشاركت سياسى در غرب در پايان قرن بيستم و شروع قرن بيست و يكم مطرح شد در حالى كه اسلام بيش از چهارده قرن پيش اين حق را براى زنان به رسميت شناخت. پيامبر اكرم(ص) از زنان بيعت گرفت ولى با آنان مصافحه نكرد، دستور داد ظرف آبى آوردند، دست خود را در آن فرو برد و دستور داد زنان دست خويش در آب فرو برند و همين را بيعت شمرد. فقه اسلامى، تاريخ و همچنين روايات بيانگر نمونه هاى مختلف از حضور اجتماعى زنان مسلمان است.

بايد بكوشيم در فعاليت هاى فرهنگى، اجتماعى، بهداشتى، واحدهاى اختصاصى براى زنان به وجود آوريم و با فعاليت هاى مختلط و واحدهاى مختلط كه تقليد احمقانه اى از اروپاييان است مبارزه كنيم. تنها در اين صورت است كه زنان شخصيت واقعى خود را بازخواهند يافت و به نام آزادى و مساوات، ابزار و بازيچه و احياناً وسيله اطفاى شهوات مردان قرار نخواهند گرفت.


توصيه اخلاقى

روايايت در كتب روايى نقل شده است كه ظهور بدوى آن منع از حضور زن در جامعه و حبس زن در خانه است، اما به دليل ادلّه قطعى ديگر از آيات و روايات و سيره معصومان خلاف ظهور آن روايات، آن دستورات به توصيه هاى اخلاقى و اوامر ارشادى حمل شده است. از جمله آن روايات مى توان به دو حديث ذيل اشاره كرد:

1. اميرمؤمنان(ع) به فرزندش امام حسن(ع) مى فرمايد: «تا مى توانى كارى كن كه زن تو با مردان بيگانه معاشرت نداشته باشد. هيچ چيز بهتر از خانه، زن را حفظ نمى كند... اگر بتوانى كارى كنى كه جز تو مرد ديگرى را نشناسد چنين كن». نهج البلاغه، نامه 31.

2. حديث منقول از حضرت زهرا(س): «روزى رسول خدا(ص) از مردم پرسيدند: چه چيز براى زن از هر چيز بهتر است؟ كسى نتوانست پاسخ بگويد. حسن بن على(ع) كودك حاضر در مجلس بود. قصه را براى مادرش زهرا(س) نقل كرد. زهرا(س) فرمودند: «از همه چيز بهتر براى زن اين است كه مرد بيگانه اى را نبيند و مرد بيگانه اى هم او را نبيند». شيخ حر عاملى، وسائل الشيعه، ج 3، ص 9.

اين احاديث توصيه اخلاقى و ارشاد به يك حقيقت روحى و روانى در روابط دو جنس است كه تا حد ممكن، اجتماع مدنى غيرمختلط باشد. چه لزومى دارد كه مانند جامعه امروزى زنان دوش به دوش مردان فعاليت كنند؟!

آيا از راندمان كار آنان كاسته مى شود، يا هر يك را به جاى توجه به كار خويش، متوجه «هم دوش» و جنس مخالف مى كند؟! ترخيص هايى كه فقه اسلامى در روابط زن و مرد و در ميزان پوشش مقرر كرده است براى جلوگيرى از حَرَج و مضيقه براى زنان است، ولى از جهت اخلاقى، پوشش، دور بودن زن و مرد، وجود حريم ميان آن دو در حد امكان، قابل انكار نيست و مسئله تقسيم كار ميان على و فاطمه از سوى رسول خدا(ص) مبتنى بر همين توصيه اخلاقى صورت گرفته است. مرتضى مطهرى، مجموعه آثار، ج 19، ص 133، 412، 439 - 454، 509-551؛ ج 17، ص 397 - 395


نظر دین اسلام در مورد حضور زن در اجتماع

 انسان موجودی است که نیازمند روابط اجتماعی است و بدون حضور در اجتماع هیچ گاه از عهده پاسخگوئی به نیازهای متنوع زندگی خویش برنمی آید. طبیعی است که پذیرفت هر محیط و اجتماعی به معنای متعهد شدن نسبت به شرایط و مقررات ویژه آن محیط است. زندگی اجتماعی نیز بر محور اصول و آداب و قوانین و روابطی تنظیم شده است، اسلام نیز به عنوان دینی که پاسخگوی نیازهای ضروری روحی و جسمی انسان ها در تمام عصرها و مکان هاست نه تنها روابط سازنده اجتماعی را مورد تأیید قرار داده و امضاء کرده است بلکه با پایه گذاری برخی از اصول در روابط اجتماعی اهمیت آنها را به جامعه ایمانی گوشزد کرده است. حقوق طبیعی از آنجا پیدا شده که طبیعت هدف دارد و با توجه به هدف‏، استعدادهائی در وجود موجودات نهاده و استحقاق هائی به آنها داده است. انسان نیز از آن جهت که انسان است، از یک سلسله حقوق خاص که حقوق‏ انسانی نامیده می‏شود برخوردار است و حیوانات از این نوع حقوق برخوردار نمی‏باشند. راه تشخیص حقوق طبیعی و کیفیت آنها مراجعه به خلقت و آفرینش است‏، هر استعداد طبیعی یک سند طبیعی است برای یک حق طبیعی.

افراد انسان از لحاظ اجتماع مدنی همه دارای حقوق طبیعی مساوی و مشابهی میباشند و تفاوت آنها در حقوق اکتسابی است، که بستگی دارد به کار و انجام وظیفه و شرکت در مسابقه انجام‏ تکالیف. علت اینکه افراد بشر در اجتماع مدنی دارای حقوق طبیعی مساوی و متشابهی هستند این است که مطالعه در احوال طبیعت انسانها روشن می‏کند که‏ افراد انسان (بر خلاف حیوانات اجتماعی از قبیل زنبور عسل) هیچکدام‏ طبیعتا، رئیس یا مرئوس، مطیع یا مطاع، فرمانده یا فرمانبر، کارگر یا کارفرما، افسر یا سرباز به دنیا نیامده‏اند. تشکیلات زندگی انسانها طبیعی نیست، کارها و پستها و وظیفه‏ها به دست طبیعت تقسیم نشده است. فرضیه تشابه حقوق خانوادگی زن و مرد، مبتنی بر این است که اجتماع‏ خانوادگی مانند اجتماع مدنی است. افراد خانواده دارای حقوق همانند و متشابهی هستند. زن و مرد با استعدادها و احتیاجهای مشابه درزندگی‏ خانوادگی شرکت می‏کنند و سندهای مشابهی از طبیعت در دست دارند. قانون‏ خلقت بطور طبیعی برای آنها تشکیلاتی در نظر نگرفته و کارها و پستها را میان آنها تقسیم نکرده است. و اما فرضیه عدم تشابه حقوق خانوادگی مبتنی بر این است که حساب اجتماع‏ خانوادگی از اجتماع مدنی جداست، زن و مرد با استعدادها و احتیاج‏های‏ مشابهی در زندگی خانوادگی شرکت نمی کنند و سندهای مشابهی از طبیعت در دست ندارند. قانون خلقت آنها را در وضع نامشابهی قرار داده و برای هر یک از آنها مدار و وضع معینی در نظر گرفته است.

حضور زن در اجتماع از نظر اسلام

اسلام با همه توجهی که به خطر شکسته شدن حصار عفاف‏ دارد - همانطور که روش این آئین پاک خدائی است که یک آئین معتدل و متعادل است و از هر افراط و تفریطی به دور است و امتش را امت وسط می‏خواند - از جنبه‏‌های دیگر غافل نمی‏‌شود . زنان را تا حدودی که منجر به‏ فساد نشود از شرکت در اجتماع نهی نمی‏‌کند. در بعضی موارد شرکت آنها را واجب می‏‌کند، مانند حج که بر زن و مرد متساویا واجب است و حتی شوهر حق‏ ممانعت ندارد. و در بعضی موارد به ترخیص اکتفا می‏کند. چنانکه می‏دانیم جهاد بر زنان واجب نیست، مگر وقتی که شهر و حوزه‏ مسلمین مورد حمله واقع شود و جنبه صددرصد دفاعی به خود بگیرد. در این‏ صورت همانطور که فقهاء فتوا می‏دهند بر زنان نیز واجب می‏شود، ولی‏ در غیر این صورت واجب نیست. در عین حال رسول خدا به برخی از زنان‏ اجازه می‏داد که در جنگها برای کمک به سربازان و مجروحین شرکت کنند. قضایای زیادی در تاریخ اسلام در این زمینه هست. بر زنان واجب نیست که در نماز جمعه شرکت کنند مگر.. . آنکه حضور به هم رسانند. بعد از حضور واجب است شرکت کنند و ترک‏ نکنند. بر زنان واجب نیست که در نماز عید فطر و عید قربان شرکت کنند ولی از شرکت دادن‏ ممنوع نمی‏باشند. برای زنان صاحب هیئت و جمال شرکت در این مجامع مکروه‏ است پیغمبر اکرم (ص) زنان خود را - با قید قرعه - با خود به سفر می‏برد.

بعضی‏ از اصحاب نیز چنین می‏کردند. پیغمبر اکرم از زنان بیعت گرفت، ولی با آنها مصافحه نکرد، دستور داد ظرف آبی آوردند، دست خود را در آن فرو برد و دستور داد زنان دست‏ خویش در آب فرو برند ، همین را بیعت شمرد. عایشه گفت هرگز دست پیغمبر در همه عمر دست یک زن بیگانه را لمس نکرد . زنان را از تشییع جنازه منع نکرد ، گواینکه آنرا لازم هم نشمرد . رسول‏ خدا ترجیح داد زنان در تشییع جنازه شرکت نکنند . در عین حال در موارد خاصی شرکت کرده‏اند و احیانا نماز خوانده‏اند . در روایات ما آمده است‏ که وقتی زینب دختر بزرگ رسول اکرم وفات کرد زهرای مرضیه سلام الله‏ علیها و زنان مسلمانان آمدند و بر وی نماز خواندند. از نظر روایات شیعه برای زنان جوان‏ شرکت در تشییع جنازه مکروه است . علماء اهل تسنن از ام عطیه نقل‏ کرده‏اند که گفت رسول اکرم ما را توصیه کرد که در تشییع جنازه شرکت‏ نکنیم ولی منع نفرمود . در باب شرکت زنان در اینگونه موارد ، در کتب حدیث روایات ضد و نقیضی وارد شده است . از بعضی از آنها ممنوعیت شدید استفاده می‏شود . اما صاحب " وسائل " که خود محدث متبحری است با توجه به مجموع آثار و روایات اسلام می‏گوید : از مجموع روایات استفاده می‏شود که برای زنان رواست که برای مجالس‏ عزا ، یا برای انجام حقوق مردم ، یا تشییع جنازه بیرون روند و در این مجامع شرکت کنند ، همچنانکه فاطمه علیها السلام و همچنین زنان ائمه‏ اطهار در مثل این موارد شرکت می‏کرده‏اند . پس جمع بین روایات حکم می‏کند که روایات منع را حمل بر کراهت کند . پیغمبر اکرم زنان را اجازه می‏داد که به خاطر حاجتی که دارند بیرون روند و کار خویش را انجام دهند .


اختلاط زن و مرد از نظر اسلام

اسلام به خطرات ناشی از روابط به اصطلاح آزاد جنسی کاملا آگاه است. نهایت مراقبت را دربرخوردهای زنان و مردان اجنبی دارد. تا حدودی که‏ منجر به حرج و فلج نشود، طرفدار دورنگهداشتن زنان از مردان است. اسلام در عین اینکه به زنان اجازه شرکت در مساجد رامی ‏دهد دستور می‏ دهد به صورت مختلط نباشد، محلها از یکدیگر جدا باشد. می ‏گویند پیغمبر اکرم‏ درزمان حیات خویش اشاره کرد که در ورودی زنان به مسجد از در ورودی‏ مردان مجزا باشد. روزی اشاره به یکی از درها کرد و فرمود: لو ترکنا هذا الباب للنساء » " یعنی خوب است این در را به‏ بانوان اختصاص بدهیم. بعدها عمر صریحا نهی کرد که مردان از آن در وارد شوند و نیز می‏گویند: پیغمبر اکرم دستور داد که شب هنگام که نماز تمام‏ می‏ شود، اول زنها بیرون بروند، بعد مردها، رسول خدا خوش نمی‏داشت که‏ زن و مرد در حال اختلاط از مسجد بیرون روند. زیرا فتنه ‏ها از همین اختلاط ها بر می‏خیزد. رسول خدا برای اینکه برخورد و اصطکاکی رخ ندهد دستور می‏داد مردان از وسط، و زنان از کنار کوچه یا خیابان بروند. یک روز رسول خدا در بیرون مسجد بود. دید مردان و زنان باهم از مسجد بیرون آمدند. به زنها خطاب کرد و فرمود بهتر اینست شما صبر کنید آنها بروند. شما از کنار بروید و آنها از وسط .فقهاء به همین مناسبت فتوا می‏ دهند که اختلاط مردان و زنان مکروه است.

آنچه اسلام می‏گوید نه آن چیزی است‏ که مخالفان اسلام، اسلام را بدان متهم می‏ کنند، یعنی محبوسیت زن در خانه‏، و نه نظامی است که دنیای جدید آنرا پذیرفته است و عواقب شوم آن را می‏بیند، یعنی اختلاط زن و مرد در مجامع. حبس کلی زن در خانه، نوعی مجازات بود که به طور موقت در اسلام برای‏زنان بدکار مقرر شد. «و اللاتی یأتین الفاحشة من نسائکم فاستشهدوا علیهن اربعة منکم فان‏ شهدوا فامسکوهن فی البیوت حتی یتوفاهن الموت او یجعل الله لهن سبیلا سوره نساء، آیه . 15». زنانی از شما که مرتکب زنا می‏شوند ، چهار شاهد بر آنان بگیرید . اگر چهار شاهد شهادت دادند آنان را در خانه حبس کنید تا عمرشان به پایان رسد یا خدا راه دیگری بر ایشان معین کند. مفسران می‏گویند : مقصود از راه دیگر اشاره بدینست که این حکم موقت‏ است و در آینده حکم دیگری برای آنان خواهد آمد . آیه 2 از سوره نور که‏ حکم زانی و زانیه را بیان کرده است همان است که این آیه با اشاره آنرا وعده داده است . مقصود اینست که اسلام ، با اختلاط مخالف است نه با شرکت زن در مجامع هرچند با حفظ حریم . اسلام می‏گوید : نه حبس و نه اختلاط بلکه حریم . سنت جاری مسلمین از زمان رسول خدا همین بوده است که زنان از شرکت در مجالس و مجامع منع‏ نمی شده‏اند ولی همواره اصل " حریم " رعایت شده است . در مساجد و مجامع ، حتی در کوچه و معبر ، زن با مرد مختلط نبوده است . شرکت مختلط زن و مرد در برخی مجامع ، مانند برخی مشاهد مشرفه که در زمان ما محل‏ ازدحام فوق العاده است برخلاف مرضی شارع مقدس اسلام است .


حضور زن در اجتماع با توجه به فلسفه پوشش

اگر کسی بگوید زن را باید در خانه حبس و در را به رویش قفل کرد و به هیچ وجه اجازه بیرون رفتن از خانه به او نداد ، البته این با آزادی‏ طبیعی و حیثیت انسانی و حقوق خدادادی زن منافات دارد . چنین چیزی در حجابهای غیر اسلام بوده است ولی در اسلام نبوده و نیست . شما اگر از فقهاء بپرسید آیا صرف بیرون رفتن زن از خانه حرام است ؟ جواب می‏دهند نه . اگر بپرسید آیا خرید کردن زن هرچند فروشنده مرد باشد حرام است ؟ یعنی نفس عمل بیع و شراء زن اگر طرف مرد باشد حرام‏ است ؟ پاسخ می‏دهند حرام نیست . آیا شرکت کردن زن در مجالس و اجتماعات ممنوع است ؟ باز هم جواب منفی است چنانکه در مساجد و مجالس‏ مذهبی و پای منبرها شرکت می‏کنند و کسی نگفته است که صرف شرکت کردن زن‏ در جاهائی که مرد هم وجود دارد حرام است . آیا تحصیل زن ، فن و هنر آموختن زن و تکمیل استعدادهائی که خداوند در وجود او نهاده است‏ حرام است ؟ باز جواب منفی است

فقط دو مسأله وجود دارد ، یکی اینکه باید پوشیده باشد و بیرون رفتن به‏ صورت خودنمائی و تحریک آمیز نباشد.و دیگر اینکه مصلحت خانوادگی ایجاب می‏کند که خارج شدن زن از خانه توأم با جلب رضایت شوهر و مصلحت اندیشی او باشد . البته مرد هم باید در حدود مصالح خانوادگی نظر بدهد نه بیشتر . گاهی ممکن‏ است رفتن زن به خانه اقوام و فامیل خودش هم مصلحت نباشد . فرض کنیم‏ زن می‏خواهد به خانه خواهر خود برود و فی المثل خواهرش فرد مفسد و فتنه‏ انگیزی است که زن را علیه مصالح خانوادگی تحریک می‏کند . تجربه هم نشان‏ می‏دهد که اینگونه قضایا کم نظیر نیست . گاهی هست که رفتن زن حتی به‏ خانه مادرش نیز برخلاف مصلحت خانوادگی است ، همین که نفس مادر به او برسد تا یک هفته در خانه ناراحتی می‏ کند ، بهانه می ‏گیرد ، زندگی را تلخ و غیر قابل تحمل می‏سازد . در چنین مواردی شوهر حق دارد که از این معاشرتهای‏ زبانبخش - که زیانش نه تنها متوجه مرد است ، متوجه خود به زن و فرزندان ایشان نیز می‏ باشد - جلوگیری کند . ولی در مسائلی که مربوط به‏ مصالح خانواده نیست دخالت مرد مورد ندارد .در اسلام محبوس ساختن و اسیر کردن زن وجود ندارد . حجاب در اسلام یک وظیفه‏ ای است بر عهده زن‏ نهاده شده که در معاشرت و برخورد با مرد باید کیفیت خاصی را در لباس‏ پوشیدن مراعات کند

این وظیفه نه از ناحیه مرد بر او تحمیل شده است و نه چیزی است که با حیثیت و کرامت او منافات داشته باشد و یا تجاوز به‏ حقوق طبیعی او که خداوند برایش خلق کرده است محسوب شود . اگر رعایت پاره‏ای مصالح اجتماعی ، زن یا مرد را مقید سازد که در معاشرت روش خاصی را اتخاذ کنند و طوری راه بروند که آرامش دیگران را بر هم نزنند و تعادل اخلاقی را از بین نبرند چنین مطلبی را " زندانی کردن‏ یا " بردگی " نمی‏توان نامید و آن را منافی حیثیت انسانی و اصل " آزادی " فرد نمی‏توان دانست از نظر اسلام محدودیت کامیابی های جنسی به محیط خانوادگی و همسران مشروع‏ ، از جنبه روانی به بهداشت روانی اجتماع کمک می‏کند ، و از جنبه‏ خانوادگی سبب تحکیم روابط افراد خانواده و برقراری صمیمیت کامل بین‏ زن و شوهر می‏ گردد ، و از جنبه اجتماعی موجب حفظ و استیفاء نیروی کار و فعالیت اجتماع می‏گردد ، و از نظر وضع زن در برابر مرد ، سبب می‏ گردد که‏ ارزش زن در برابر مرد بالا رود . اسلام می‏ خواهد انواع التذاذهای جنسی ، چه بصری و لمسی و چه نوع دیگر به‏ محیط خانوادگی و در کادر ازدواج قانونی اختصاص یابد ، اجتماع منحصرا برای کار و فعالیت باشد . برخلاف سیستم غربی عصر حاضر که کار و فعالیت‏ را با لذت جوئی های جنسی به هم می‏ آمیزد ، اسلام می‏خواهد این دو محیط را کاملا از یکدیگر تفکیک کند.

 


وظایف شوهر نسبت به زن

1-سرپرستی:

خداوند حکیم در قرآن کریم می فرمایند:

الرّجالُ قوامون علی النساء...(2)

«مردان، سرپرست و نگهبان زنانند... .»

واگذاری مسؤولیت و مدیریت نهایی خانواده به مرد، به معنی برخورداری از قدرت تصمیم گیری در مسایل کلی و اساسی خانواده است،نه ترجیح و مزیت و اعمال قدرت و زور و سوئ استفاده از اختیار مرد سالاری. لذا مردان باید در مدیریت خانواده به تصمیم گیری عاقلانه بپردازند و اداره ی خانواده را بر محور عقل و منطق استوار سازند و به طور جدی از هوی و هوس بپرهیزند.

«زن»و «شوهر»دو رکن اساسی خانواده هستند، لیکن مرد بدان جهت که آفرینش ویژه ای دارد و از جنبه ی جسمی و عقلانی قوی تر است، رکن بزرگ و سرپرست خانواده محسوب می شود.اوست که می تواند با تدبیر خویش خانواده را به بهترین وجه اداره کند و اسباب خوشبختی و سعادت آنان را فراهم سازد و محیط خانه را همانند «بوستانی سرسبز»معطر، شاداب، مرتب و منظم گرداند و همسرش را به صورت فرشته ای درآورد.

زنان نیز در امور داخلی خانه و تدبیر در امور خانواده و فراهم کردن فضای مناسب عاطفی و محیط نشاط آمیز و لذت بخش و تربیت فرزندان و بهسازی اقتصاد خانواده سهم زیادی دارند و مردان باید نسبت به جایگاه و نقش زنان در امور خانه آگاه باشند و به سهم آنان در این زمینه توجه نمایند.

پیامبر اکرم اسلام (ص)می فرمایند:

«مرد سرپرست خانواده است و هر سرپرستی نسبت به زیردستانش مسؤولیت دارد.»

و در همین رابطه امام علی (ع)می فرمایند:

«هر مردی که زنش وی را اداره کند و بر او رئیس و حاکم باشد از رحمت الهی به دور است.»

مردی که مدیر خانواده است باید بدین نکته توجه داشته باشد که «زن» نیز انسانی است مانند «مرد».خواسته ها و آرزوها و حق حیات و آزادی دارد.باید بداند که زن گرفتن به معنای برده گرفتن نیست، بلکه به معنای انتخاب شریک در زندگی و یار و مونس و غمخوار گرفتن است.باید به خواسته های درونی و آرزوهای او نیز توجه داشته باشد.چنان نیست که مرد مالک مطلق زن باشد. زن نیز حقوقی بر گردن شوهر دارد که به آنها اشاره خواهد شد.


2-خوش اخلاقی و خوش رفتاری:

شوهر لایق و شایسته کسی است که جز با زبان محبت و تکریم با همسرش سخن نمی گوید و همواره از خزانه ی دلش، کلام زرّین و خوشایند و گفتار شفابخش و درمانگر جان و آرامشگر روان را برگزیده، در فضای سرشار از نشاط و آرامش تقدیم همسرش نماید.

رابطه ی شوهرِ برتر با همسرش به گونه ای است که هرگز نسبت به او زبان تهدید، تنبیه، تحقیر و تخریب شخصیت ندارد. هر چه هست زبان محبت، صداقت و صمیمیت، ایثار و احسان، تشکر و سپاس و تأیید و تکریم است.

پیامبر اکرم (ص) می فرمایند:

«شایسته ترین مردم از نظر ایمان، خوش اخلاق ترین آنان و مهربان ترین آنها با خانواده اش است.و من مهربانترین شما با خانواده ام هستم.»

و در جای دیگر می فرمایند:

«با زنان مهربانی کنید و دلهایشان را به دست آورید تا با شما همراهی کنند و آنان را مجبور و خشمگین نکنید.»

و در همین رابطه امیرخوبان حضرت امام علی (ع) می فرمایند:

«همیشه با همسرت مدارا کن و با او به نیکی معاشرت نما، تا زندگیت با صفا شود.»

بنابراین مرد عاقل و بردبار، با تلاش و کوشش و تدبیر امور زندگی بر همه ی مشکلات احتمالی روزمره در محیط کاری و بیرون از منزل پیروز می گردد و حوادث کوچک، ناملایمات روزگار و گاهاً رفتار ناپسند بعضی از مردم او را ناراحت نخواهد کرد و وقتی وارد کانون گرم خانواده می شود، با چهره ای خندان و شاداب و قلبی مالامال از عشق، مهر، صفا و دوستی و زبانی گرم و گیرا و جذّاب، محیط زیبای خانه را با وجود خود معطر و نورانی می کند و با برخورد شایسته و سخنان دلپذیرش، جسم و روح همسر و فرزندان را آرامش می دهد.


3-اظهار محبت و دوستی:

شوهر فهیم و آگاه، به خوبی می داند که باید محبت و دوستی و مهرورزی اش را نسبت به همسر بر زبان آورده و مهربانی را در قالب واژه های زیبا و پرمفهوم عینیت بخشد، چرا که صِرف محبت قلبی کافی نیست.

پیامبر اسلام (ص)می فرمایند:

«این گفتار شوهر به همسرش که «من تو را دوست دارم» هرگز از قلب زن بیرون رفتنی نیست.»

حضرت امیرالمؤمنین (ع) می فرمایند:

«با زنان (همسرتان)خوش گفتار باشید که ایشان هم خوش رفتار شوند.»

و در جای دیگر می فرمایند:

«زیبا سخن گویید، تا پاسخ زیبا بشنوید.»

و در همین رابطه امام صادق (ع) می فرمایند:

«کسی را که دوست می داری به او بگو، زیرا این اظهار دوستی، عشق و علاقه ی شما را نسبت به هم افزونتر و مستحکمتر می کند.

با توجه به کلام گُهربار و نورانی معصومین (ع)، باید دقت داشت که مهمتر از کلمات و واژه ها، در ایجاد محبت یا نفرت، آهنگ صدا و حرکات دست و چشم و لب و ابرو هنگام سخن گفتن است.آهنگ نرم و ملایم، ایجاد محبت می کند،چنانچه صدای کلفت و خشن، ملال و نفرت می آورد. لب خندان و چهره ی شکفته و باز، همسر و فرزندان را جلب می کند، چنانچه ترشرویی و اخم هنگام سخن گفتن آن را دلسرد و افسرده می کند.

بنابراین بسیار نیکو و بجاست که مرد در مکالمات روزمره ی خود با همسر و فرزندانش،علاوه بر اظهار عشق و علاقه و مهرورزی، مراقب حرکات دست و صورت و لحن صدای خود نیز باشد.


4-احترام به زن:

شوهر باید در زندگی مشترک خود، به همسرش احترام بگذارد و هرگز او را اذیت و آزار نرساند و ایشان را تحقیر و تمسخر نکند.

خداوند در قرآن کریم می فرمایند:

...و عاشروهنّ بالمعروف... .

«....وبا آنان، بطور شایسته رفتار کنید... .»

پیامبر اکرم (ص) می فرمایند:

«برادرم جبرئیل به من خبر می داد و همواره سفارش زنان را می کرد تا آنجا که گمان کردم برای شوهر جایز نیست به زنش حتی «اُف»هم بگوید.»

و امام علی (ع) می فرمایند:

«...کاری که برتر از توانایی زن است به او وامگذار، که زن گل بهاری است، نه پهلوانی سخت کوش... .»

آری، امام علی (ع)زن را به شاخه ی گل تشبیه کرده، چه تشبیه بجا و زیبایی، ریحان لطیف و ظریف.بنابراین نباید کارهای مشکل و طاقت فرسا را از زن انتظار داشت و نباید او را با الفاظ مخرب و ناامید کننده رنجاند و موجب افسردگی و پژمردگی او شد.بلکه باید مانند باغبانی آگاه، دلسوز و مهربان با شیوه های صحیح مراقب جسم و روح ایشان بود تا او نیز با عِطر وجودِ خود، زینت بخش کانون گرم خانواده باشد.


5-پرهیز از تنبیه و توهین به همسر:

زن نیز مانند مرد خودش را دوست دارد و به حفظ شخصیت خویش علاقه مند است.دوست دارد محترم و گرامی باشد.از تحقیر و توهین رنجیده خاطر می گردد.از توهین و توهین کننده متنفر است.

خداوند در قرآن کریم از تمثیل و تشبیه «همسران»به «لباس» استفاده کرده و می فرمایند:

...هنّ لباسٌ لکم و اَنتم لباسٌ لهنّ... .

«...آن ها لباس شما هستند، و شما لباس آن ها، (هر دو زینت هم و سبب حفظ یکدیگرید... .»

به راستی این زیباترین، کاملترین و نیکوترین تعبیری است که خالق منّان، در ارتباط با «همسران»فرموده است.

«زوجین»زیباترین، آراسته ترین، فاخرترین و مقاوم ترین لباس و پوشش فطری و روانی حمایتی یکدیگر هستند.هر یک از زوجین، باید از وجود ارزشمند خویش، لباسی از جنس «عشق و محبت» به یکدیگر هدیه دهند، چنان لباسی که به تمام نیازهای فطری، کشش های غریزی، احساس مهرطلبی، تعلق عاطفی و تشویق پذیری آن پاسخ گفته و آنان را در برابر همه ی محرک های ناخوشایند زندگی و آسیب های روانی و اجتماعی ایمن سازد.

متأسفانه در برخی از خانواده ها، مردانی وجود دارند که ناآگاهانه همسر خود را، اذیت و آزار و تنبیه می کنند و نمی دانند که این کار چه عواقب وخیمی خواهد داشت.پیامبر بزرگ اسلام (ص) می فرمایند:

«هر مردی که همسرش را بیش از سه بار در عمرش بزند، خداوند او را میان تمام مردم محشر چنان رسوا کند که اولین و آخرین به وی بنگرند.»

و امام علی (ع) می فرمایند:

«...زنان امانت الهی در دست شما هستند.به آنان زیان نرسانید و بر ایشان سخت نگیرید.»


عواقب بد تنبیه و توهین به زن

اگر چنانچه مردی همسرش را دانسته یا نادانسته تنبیه نماید، این حرکت غیرانسانی او عواقب بسیار وخیم جسمی، روحی، روانی، اخلاقی، اجتماعی و...خواهد داشت که بطور خلاصه عبارتند از:

ـ علاوه بر صدمات جسمی که دیه دارد، رنج و تحقیر به دنبال می آورد.

ـ سبب ترس و جُبن می شود.

ـ افسردگی و بیماری عصبی ایجاد می کند.

ـ او را لجباز می کند.

ـ او را گوشه گیر و منزوی می کند و باعث کند ذهنی وی می شود.

ـ زن را بی اراده کرده و او را نسبت به همسر و اطرافیان و آشنایان بی تفاوت می سازد.

ـ حسّ کنجکاوی و ابتکار عمل و خلاقیت و اعتماد به نفس را در زن از بین می برد.

ـ زن را کینه توز می کند.

ـ زن را دچار یأس و حرمان می کند.

ـ به او می آموزد که هر وقت خشمگین شدی، شرارت و داد و فریاد کن.

ـ زن را در میان دوستان و آشنایان گرفتار عقده حقارت و کمبود مهر و محبت می کند.

ـ استرس و اضطراب دایم را در زن دامن می زند.

ـ سرپیچی و نافرمانی از شوهر را در زن شدت می دهد.

ـ در زن ایجاد تنفر می کند و او را عبوس بار می آورد و شادی ها را در او سرکوب می کند.

ـ زن را به دشمنی با شوهر و خانواده ی او وا می دارد.

ـ شهامت و بالندگی و پویایی را از او می گیرد.و او را پرخاشگر می کند و نهایتاً به سلامت روحی و جسمی زن ضربه می زند و زندگی مشترک آنها را ویران و متلاشی می نماید.

بنابراین وظیفه ی مرد است که با همسر خود، رفتاری «محترمانه»و «محبت آمیز»داشته باشد. و هرگز به او توهین نکند و خصوصاً در میان جمع شخصیت او را تخریب نکند و خوبی های دیگران را به رُخ وی نکشد و اگر کوتاهی و قصوری در ایشان می بیند، درخلوت و به دور از چشم دیگران، ابتدا خوبی ها و ویژگی های مثبت او را بیان کرده، سپس بصورت غیرمستقیم، پیام تربیتی خود را به ایشان القاء نماید و با همه ی وجود با او رفتار محبت آمیز داشته باشد.رفتاری که توأم با گذشت و اغماض از کاستی ها، نارساییها، غفلت ها، ضعف ها و جهالت ها باشد.رفتاری که همراه با ایثار، قربانی کردن هوس ها، فدا کردن میل ها و منفعت ها، تحمل سختی ها و لب فروبستن و سعه ی صدر داشتن و به امید اصلاح و خوشبختی و سعادت زوجین باشد.


6-تلاش در راه رفاه خانواده:

خداوند رزاق و رحیم در قرآن کریم می فرمایند:

و أنکحوا الایامی منکم... إن یکونوا فقراء یُغنهم الله من فضله والله واسعٌ علیمٌ.

«مردان و زنان بی همسر خود را همسر دهید،...اگر فقیر و تنگدست باشند، خداوند از فضل خود آنان را بی نیاز می سازد، خداوند گشایش دهنده و آگاه است.»

پیامبر اکرم (ص) می فرمایند:

«بی هسرانتان را همسر دهید، زیرا خداوند در پرتو ازدواج، اخلاق آنان را نیکو می گرداند و رزق و توان مالی آنها را وسعت می دهد، و بر مروت و ارزش های انسانی شان می افزاید.»

امیرمؤمنان علی (ع) می فرمایند:

«خداوند متعال روزی همه را تضمین کرده و قوت آنان را معین ساخته ... هر کس زنده باشد، روزی اش بر اوست و هر کس بمیرد، بازگشتش به سوی اوست ...»

امام رضا (ع) در رابطه ی با تلاش مرد در راه رفاه خانواده می فرمایند:

«کسی که از راه حلال برای رفاه خانواده اش تلاش می کند، همانند مجاهدی است که در راه خدا جهاد می کند.»

با توجه به دستور الهی و کلام نورانی معصومین علیهم السلام باید به این نکته دقت داشت که نفقه ی زن بر شوهر واجب است، یعنی قانوناً و شرعاً مرد موظف است کلیه ی مخارج خانواده از قبیل خوراک، پوشاک، مسکن، دارو و درمان و...را تأمین نماید و در صورت امتناع یا کوتاهی ایشان، شرعاً و قانوناً مورد بازخواست قرار خواهد گرفت.

بنابراین مرد خردمند و آینده نگر و با تدبیر، حساب دخل وخرج خانواده را به طور دقیق می کند. اشیاء و لوازم زندگی را نسبت به لزوم و احتیاج درجه بندی می کند. حوائج ضروری زندگی مانند خوراک و پوشاک را بر سایر چیزها مقدم می دارد .و در کار و شغلش، کمال جدیت و تلاش را دارد و مقداری از درآمدش را برای حوادث ناگهانی روزگار از قبیل بیماری و... کنار می گذارد.در کار و زندگی اش اعتدال و قناعت را در نظر دارد و از هر گونه اسراف و تبذیر خود داری می کند.و همه ی سعی و تلاشش این است که با توکل بر خدا، از راه حلال و در حد توان و اعتدال، وضع اقتصادی خانواده را بهتر کند.


7-تعلیم و تربیت همسر:

دختری که وارد خانه ی شوهر می شود و زندگی مستقلی را شروع می کند و مسؤولیت اداره یک منزل بر عهده اش می افتد، برای اداره منزل، نیاز به تجربه های لازم و اطلاعات مختلف دارد.

باید غذا پختن، لباس شستن، نظافت منزل، اتوکردن، خیاطی، آشپزی و آداب مهمانداری، آداب معاشرت و رفت و آمد، شوهرداری، بچه داری و تربیت آنها و... را بداند.شوهر نباید انتظار داشته باشد که یک زن جوان و کم تجربه همه ی این معلومات و تجارب را داشته باشد، بلکه مرد فهیم می تواند با قدری صبر و حوصله و برنامه ریزی، از زن جوان و کم تجربه خود، یک کدبانوی نمونه ی عفیف، پاکدامن و هنرمند تربیت نماید.

پیامبر اکرم (ص) می فرمایند:

«به زنان بافندگی و سوره ی نور را بیاموزید.»

و در جای دیگر می فرمایند:

«پیش از آنکه زنان (همسران) به زشتی فرمانتان دهند، شما آنان را به کار نیک نصیحت کنید.»

و در رابطه با روش تعلیم و تربیت، امام علی (ع) می فرمایند:

«گناهکار را با خوش رفتاری ات اصلاح کن و با خوش گفتاری ات به راه خیر راهنمایی کن.»

و در جای دیگر حضرت می فرمایند:

«کیفر خردمندان اشاره گویی و کیفر نادانان صراحت گویی است.»

با توجه به اهمیت کلام نورانی معصومین علیهم السلام، بهترین روش های تعلیم و تربیت همسر عبارتند از:شرکت در جلسات

آموزش خانواده و کلاس های هنری، استفاده از راهنمایی ها و تجارب خوبوالدین هر دوطرف، خرید کتاب های مفید اخلاقی، فقهی، بهداشتی، آشپزی و...


8-نظافت و آراستگی:

نظافت و تمیزی از ارکان زندگی انسان است، که حیات و لذت بردن از حیات، بستگی به آن دارد. نظافت در خانه، کوچه، بازار، اداره و مغازه ضروری و اجتناب ناپذیر است.نظافت با خوردن، آشامیدن، پوشیدن و حتی نفس کشیدن انسان ارتباط دارد.

در نظام آفرینش، خداوند متعال همه ی موجودات را زیبا آفرید، خصوصاً انسان که گل سرسبد خلقت است زیباتر.در بین انسان ها خداوند سبحان خلقت زنان را نسبت به مردان زیبا پسند تر و نظافت دوست تر آفریده است.

امام علی (ع) در این باره می فرمایند:

«همت و کوشش زنان به زینت دادن زندگی دنیا متوجه است.»

پیامبر اسلام (ص)می فرمایند:

«هر چه می توانید پاکیزه باشید، زیرا خداوند اسلام را بر پاکیزگی بنیان نهاده و جز مردم پاکیزه کسی به بهشت نمی رود.»

و امام باقر (ع) می فرمایند:

«همان گونه که مردان دوست دارند زینت را در زنانشان ببینند، زنان نیز دوست دارند زینت را در شوهرانشان ببینند.»

و در همین رابطه امام کاظم (ع) می فرمایند:

«آراستگی شوهر موجب عفت زیاد همسر می شود و بی عفتی زنان به خاطر ناآراستگی شوهرانشان بوده است.»


9-بوی دهان و مسواک زدن:

یکی از دستورات مهم اسلام که بر انجام آن تأکید فراوان شده است مسواک زدن می باشد.زن و شوهر به خاطر نزدیکی بسیاری که با یکدیگر دارند و به واسطه ی همسری، همخوری و همخوابی از بوی دهان یکدیگر یا شادان و خرم می شوند ویا افسرده و متنفر.

پیامبر اکرم (ص) خطاب به مردان می فرمایند:

«لباس های خود را تمیز کنید و موهای خود را کم کنید، مسواک بزنید و آراسته و پاکیزه باشید، که بنی اسرائیل چنین نکردند تا زنانشان به فساد کشیده شدند.»

امیرالمؤمنین علی (ع) می فرمایند:

«مسواک کردن موجب رضایت خداست و سنت پیغمبر (ص)است و پاک کننده دهان است.»

و امام صادق (ع) در همین رابطه می فرمایند:

«مسواک کردن دوازده فایده دارد:چشم را نورانی می کند، اندوه را می زداید، حافظه را زیاد می کند، دندان ها را سفید و ثواب را زیاد می نماید، بوی دهن را می برد، لثه را محکم می کند و اشتهای غذا می آورد و فرشتگان را خوشحال می کند و... .»


10-حفظ عفت و پاکدامنی خود:

همانطور که مرد همسر خود را عفیف و پاکدامن می خواهد، خود نیز باید عفیف و پرهیزگار باشد.باید مواظب رفتار، کردار و گفتار خود باشد و از هواهای نفسانی پیروی نکند.هرگز از زیبایی های زنان دیگر در نزد همسر خود سخن نگوید و... .

پیامبر امین اسلام (ص) می فرمایند:

«نسبت به زنان دیگران عفت داشته باشید، تا دیگران نسبت به زنان شما عفت داشته باشند.»

امام علی (ع)درباره ی پرهیز از نگاه به نامحرم و خطر آن می فرمایند:

«قلب، کتاب چشم است (آنچه چشم ببیند در قلب نشیند).

و در همین رابطه امام صادق (ع)می فرمایند:

«نگاه شهوت آلوده، تیری زهرآگین از تیرهای ابلیس است و چه بسیار از نگاه های به نامحرم که سبب اندوه و حسرت طولانی می شود.»

و بابا طاهر عریان چه زیبا و پرمحتوا می گوید:

ز دست دیده و دل هر دو فریاد

که هر چه دیده بیند دل کند یاد

بسازم خنجری نیشش ز فولاد

زنم بر دیده تا دل گردد آزاد

بنابراین نگاه به نامحرم حرام است و مرد مسلمان نباید به زن نامحرم خیره شود و با قصد لذت به او نگاه کند. و مهمترین هدف اسلام در ممنوع کردن نگاه به نامحرم مراقبت از کانون گرم خانواده، ثبات پایه های زندگی خانوادگی و حفظ اخلاق جامعه است.


11-وقت گذاری برای همسر:

اشتغال و کار بیرون از منزل برای مرد یک امر ضروری، لازم، نیکو و مورد پسند است؛ در عین حال، وضع باید به گونه ای باشد که مرد ساعاتی را در خانواده و در جمع صمیمی همسر و فرزندان حضور داشته باشد. مثلاً به غیر از ساعات شبانه روز که مقداری را در اختیار آنان می گذارد، روزهای تعطیل آخر هفته و نیز تعطیلات سالانه را با آنها بگذراند.اگر به گردش و تفریحی برای رفع خستگی می رود، آنها را فراموش نکند.

گذراندن اوقات فراغت در کنار همسر و فرزندان سبب به وجود آوردن تفاهم و صمیمیت، انس و الفت، عشق و محبت بین اعضای خانواده می شود و مهمتر این که شوهر از مسایل خانواده (کمبودها و کاستی ها و دیگر مشکلات احتمالی)اطلاع پیدا می کند و زمام اختیار و کنترل خانواده هم چنان در دست اوست.از درس و بحث فرزندان و نیازهای آنها اطلاع پیدا می کند و زمینه ی رشد و شکوفایی استعدادها و ارتقاء علمی ایشان را فراهم می نماید و فرزندان نیز اعتماد بیشتری نسبت به پدر خود پیدا می کنند و با همه ی وجود به او مهرو عشق و علاقه می ورزند و مطمئن هستند که او در همه ی لحظات یار و یاورو غمخوار آنها می باشد.

اما متأسفانه مشاهده می شود چه بسیار خانواده هایی که شوهر در آن فقط اسمی دارد و نقش او تنها تهیه غذا و لباس برای اهل خانه است. و چه بسیار خانواده هایی که در اثر غفلت و سهل انگاری مرد خانواده، زن و یا فرزندان دچار مشکلات فراوان، گمراهی ها، انحرافات اخلاقی، اعتیاد و... شده اند که اگر شوهر (پدر)قبلاً مقداری از وقت خود را صرف آن ها کرده بود، هرگز چنین وضعی پیش نمی آمد.

بنابراین بسیار نیکو و بجاست که شوهر، هرگاه از منزل وارد می شود، پس از سلام و احوالپرسی گرم و صمیمی، چند لحظه ای ازوقت خود را در اختیار اعضای خانواده بگذارد و با آنها مشغول به تناول چای، شربت، میوه و غذا شود و پس از گفتگوی صمیمانه ی خانوادگی، به سایر فعالیت های خصوصی خود از قبیل:مطالعه ی روزنامه، مجلات، کتب علمی و حسابرسی های تجاری و... بپردازد.


12-هدیه و سوغات سفر:

یکی از سنت های اسلامی، هدیه دادن می باشد. هدیه موجب خوشحالی و صفا و صمیمیت می شود.

شکی نیست که هدیه دادن به همسر، آن هم از سر صدق و صفای دل و برای ابراز سپاس از نعمت خداوندی و به نشانه ی محبت و مودت، از بارزترین مصادیق احسان و نیکی، به خصوص در میان همسران است.

هدیه، تلخی ها را شیرین می کند، خارها را گل می کند، بنیان خانواده را استحکام می بخشد و نور شادمانی و امید را در دل ها می کارد.

هدیه دادن دل ها را به هم نزدیک می کند، کینه ها را می زداید و رفتارهای مطلوب را در هدیه دهنده و هدیه گیرنده مضاعف می کند.

پیامبر بزرگ اسلام (ص) می فرمایند:

«هرگاه مردی به سفر رود، هنگامی که نزد خانواده اش می آید، باید (به اندازه ای که توانایی دارد) هدیه و چیز تازه و مطبوعی برای آن ها بیاورد... .»

بنابراین هرگاه مردی از سفر می آید و سوغاتی را به عنوان «هدیه» برای همسر خود می آورد، به او نشان می دهد که من حتی در سفر به فکر تو بوده و دوستدار، غمخوار، یار و یاور تو هستم و همیشه و در همه جا به یاد تو هستم. زن نیز از این برخورد شایسته ی شوهر احساس خوشحالی و سرور می کند و کانون گرم خانواده مملو از عطر محبت، عشق، نشاط، شادابی و لذت معنوی می شود.


13-تعاون و همکاری در امور خانواده:

یکی از عوامل شادابی و تکامل خانواده ها تعیین حدود مسؤولیت افراد در خانواده است. با تقسیم کار، عدالت اجتماعی در محیط کوچک خانواده سعادت می آفریند و زن را از دخالت در اموری که سزاوار او نیست باز می دارد.

امام باقر (ع) می فرمایند:

«حضرت فاطمه (س)کارهای منزل را با حضرت علی (ع) اینگونه تقسیم کرد که:خمیر کردن آرد، نان پختن، تمیز کردن و جارو زدن خانه، به عهده ی فاطمه (س) باشد و کارهای بیرون منزل از قبیل، جمع آوری هیزم و تهیه مواد اولیه غذایی و... را علی (ع)انجام دهد.»

امام صادق (ع) می فرمایند:

«این تقسیم کار با رهنمود رسول خدا (ص) انجام گرفت. آنگاه که رسول خدا (ص) فرمود:کارهای داخل منزل را فاطمه (ع)و کارهای بیرون منزل را علی (ع) انجام دهد.»

درست است که کارهای خانه داری بر عهده ی زن هاست و در این باره حرفی ندارند، لیکن باید توجه داشت که اداره ی یک منزل کار آسانی نیست.

یک بانوی خانه دار اگر شبانه روز را هم در منزل کار کند، باز هم مقداری از کارها لنگ می ماند.خصوصاً در مواقع غیر عادی مانند مهمان داری.

شوهر عاقل و مهربان وقتی وارد منزل می شود، همسر خود را درک می کند و می داند که کارهای او بسیار بوده و خسته می باشد، لذا مقتضای محبت و صفای خانوادگی این است که در چنین مواقع به یاری همسرش بشتابد و هر کاری که از عهده اش ساخته است انجام دهد.

سیره ی عملی پیامبر اکرم (ص)، امام علی (ع)و سایر ائمه اطهار علیهم السلام اینگونه بوده که در امور خانه داری به همسرانشان کمک می کردند.

«رسول خدا(ص)به خانه ی علی (ع) وارد شد. او و فاطمه را دید که با کمک یکدیگر با آسیاب دستی آرد می کنند. پیامبر (ص) فرمود: کدام یک خسته ترید؟ علی (ع) عرض کرد: فاطمه خسته تر است. پیامبر (ص) به او فرمود:برخیز دخترجان. فاطمه برخاست و پیامبر (ص) به جای او نشست و علی (ع) را در آرد کردن کمک کرد.»


کارکردهای تربیتی زن خانه دار نسبت به همسر

نویسنده: مؤسسه فرهنگی هنری قدر ولایت


1-لزوم دانستن آیین همسرداری

برای تصدی هر مقام و انجام هرکاری، تخصص و آمادگی یک شرط اساسی محسوب می شود و کسی که اطلاعات کافی و آمادگی قبلی نداشته باشد، نمی تواند کاری را خوب انجام دهد. گاهی جهالت و نادانی زن و شوهر موجب اختلاف و کشمکش آنها می شود و مهمترین عامل ناسازگاری، آشنا نبودن آنها به وظایف زناشویی است.

حضرت علی(ع)فرمود: «بالجهل یستصار کل شر». یعنی، هر شری به وسیله نادانی برانگیخته می شود.(1)

دین مقدس اسلام، برای راهنمایی و تأمین سعادت بشر نازل شده و تمامی ابعاد وجودی او را در تمام مراحل زندگی اش رعایت و او را گام به گام رهبری کرده است. زنی که نمی داند چگونه با همسرش زندگی کند، نمی تواند در عمق روح پیچیده فرزندش نفوذ کند؛ زیرا از یک طرف، بی نظمی روابط بین وی و شوهرش استعدادها و وقتش را می گیرد و از طرفی وظایف زایمان، شیر دادن و ...فرصتی برای حرکت در بعد دیگر زندگی را که ارزش بالاتری دارد، برای او باقی نمی گذارد.

آیین همسرداری جدا از کتاب تربیت نسل نمی تواند باشد؛ زیرا پدر و مادر بزرگترین الگوی تربیتی و خانوادگی فرزند هستند و فرزند، راه و رسم زندگی را از آنها می آموزد، پس فرزندی موفق است که در خانواده موفق و با روش درست تربیت یافته باشد.(2)


2-وظایف جنسی زن


1-2- تأمین نیاز جنسی شوهر

بدون تردید اگر دختران و پسران، فاقد غریزه جنسی بودند، تن به ازدواج و تشکیل خانواده نداده، هرگز از کانون گرم خانوادگی جدا نمی شدند و مسؤولیتهای دشوار زندگی مشترک را پذیرا نمی گشتند. با توجه به این نکته بخوبی درمی یابیم که همه افراد براساس کشش و جاذبه غریزه جنسی به ازدواج می پردازند. وجود همین غریزه جنسی موجب می گردد که نسل بشریت استمرار و دوام پیدا کرده و تمدن بشری کماکان در حال پیشرفت گام بر دارد...

همان طور که غریزه جنسی عامل اساسی در پیدایش خانواده و زندگی مشترک است، همین غریزه در استمرار و استحکام خانواده نیز نقش بسیار مهمی داراست. تحقیقات انجام شده حاکی است که بخش معظمی از طلاقها، معلول عدم ارضاء صحیح و متعادل غریزه می باشد.

سرد مزاجی زنان یا مردان و یا بی اهمیت قرار دادن ارضاء صحیح و طبیعی غریزه جنسی، خانواده تشکیل شده را در آستانه طلاق قرار می دهد...

متأسفانه درفرهنگ شرقی ما انجام عمل جنسی امری گناه آلود تلقی شده و انجام دهنده آن احساس شرمندگی و خجالت می کند. بدیهی است همین احساس برای طرفین یا یکی از آن دو مانع از تحقق ارضاء کامل خواهد بود. مهم این که وقتی مرد و زن به ارضاء کامل دست نیابند، تعادل و آرامش و سکون روحی و روانی به دست نیامده، احساس نیازمندی در آنان همچنان باقی می ماند.»(3)

بنابراین داشتن رابطه آمیزشی با زن از حقوق شوهر است و زن نمی تواند در این زمینه شوهر را مانع شود و یا عذری بیاورد، مگر این که برای او منعی شرعی و یا زیستی مطرح باشد. درسایر موارد که عذری نیست اگر زن تمکین نکند، مورد نفرت اسلام است و یکی از شرایطی که به خاطر آن نفقه زن قطع می شود، عدم تمکین است. اسلام حتی می فرماید: «اگر شوهر منتظر تمتع از زن است، همسر حق ندارد نماز خود را طولانی کند که در آن صورت حق شوهر تضییع شده است.»(4)


2-2- زیبایی و آرامش

ساختمان طبیعی زن، رسیدن به مطلوبیت و دلربایی است. زن ذاتا دوست دارد مطلوب و محبوب باشد و آرایش و زیبایی می تواند او را به این مطلوب برساند؛ البته در این خواهش طبیعی، اعتدال لازم است و باید دانست که آرایش، فقط مطلوبیت جنسی می آورد و شایستگیهای دیگر را نمی تواند تحت الشعاع قرار دهد. آرایش گری و زینت دوستی، در نهاد و سرشت زن نهفته است و دستور اسلام هم طبق نهاد اوست که می گوید:«روا نیست زن شوهر دار لحظه ای بدون زینت باشد».

اسلام می گوید: «آراستگی و آرایش زن، فقط باید در خانه و در برابر شوهر باشد».

امام صادق (ع)می فرمایند: «زنی که خود را برای غیرشوهر خوشبو کند، خداوند نماز او را نمی پذیرد». رسول خدا(ص)فرمودند: «بهترین زنان شما، زنی است که مطیع شوهر باشد و برای او آرایش کند، ولی زینتش را برای بیگانگان ظاهر نسازد و بدترین آنها، زنی است که در غیاب شوهرش زینت کند».(5)


3-2- حیا

هنگامی که زن پیمان مقدس ازدواج را امضاء می کند، در حصن شوهر وارد می شود و بسیاری از تعهدات را با این امضای مقدس می پذیرد. با این امضاء پیمان می بندد که تا آخر عمر یار و مونس و همکار و غمخوار شوهرش باشد و تمام جمال و زیبایی زنانه و عواطف عاشقانه خود را به او بسپرد و به طور کلی از غیرشوهرش -از مردان بیگانه و نامحرم- چشم بپوشد. در مقابل مردان دیگر -حتی پدر و برادر خویش- در پوشش محجوب و آراسته و در هاله ای از شرم و حیا ظاهر شود که «حیا زیباترین لباسهای دنیاست» و «حیا مایه آراستگی و سبب حفظ عفت و پاکدامنی است». لباسی که برای شوهرش می پوشد، درمقابل آنها نپوشد، آن طور که با شوهرش به یگانگی و عشق می گوید و می خندد، با آنان نگوید و در یک کلام، غیرت و حساسیت شوهرش را بشناسد و احترام بگذارد و رهنمود شوهرش را بپذیرد و اطاعت کند.(6)


4-2- حفظ عفت خود و شوهر

اسلام می خواهد زن عفیف و پاکدامن باشد و این پاکدامنی از یک سو برای او وظیفه اسلامی است و از سوی دیگر، چون بخشی از آثار و منافعش به شوهر برمی گردد جزء حقوق شوهر به حساب می آید. زن حق ندارد بدون اجازه شوهر از خانه بیرون رود(وسائل الشیعه،جلد 14)، حق ندارد پای مردی را که حتی ممکن است از بستگان او باشد ولی مورد رضای شوهر نیست، وارد خانه همسر کند(مکارم الاخلاق)و حق ندارد پای خائن به شرف و ناموس را به خانه خود بازکند(کافی)زیرا در چنین صورت حق شوهر از میان رفته است.

اسلام می خواهد فرزند از آن زوجین باشد و از بستر مشترک پدید آید و بدین نظر زن را موظف کرده است که بستر شوهر را از معرض جنایتها و دستبردها دور دارد و حتی بدون اجازه شوهر کسی را در خانه نپذیرد. درمورد عفت شوهر، زن باید بداند که او در معرض لغزیدنهاست. دیدار چهره های گوناگون، زنان آلوده و هوسباز، تنوعهای گوناگون در کوچه ها و خیابانها، رزق و برق و فریبها گمراه کننده اند. زن با دل آرایی و دلداری خود، با آرایش مناسب، با عرضه خود به شوهر با تمام وجود، باید موجبات عفت و پاکی چشم شوهر را تضمین کند.(7)


5-2- حفظ حجاب

زن و مرد اگر چه در بسیاری امور اشتراک دارند، لیکن امتیازات ویژه ای نیز دارند. یکی از امتیازات مهم آنان این است که زن موجودی ظریف و لطیف و زیبا و محبوب است. زن دلبراست و مرد دلداده، زن جاذب است و مرد مجذوب ، مرد دوست دار است و زن دوست داشتنی، هنگامی که مرد با زنی ازدواج می کند، می خواهد تمام خوبیها و زیباییهای این موجود ظریف را در انحصار خویش ببیند. زنی را دوست دارد که زیباییها، دلبریها و طنازیها، شوخیها و خوشمزگیها و همه چیزش را در انحصار شوهرش قرار دهد و نسبت به مردان بیگانه جداً اجتناب کند.

مرد بسیار غیوراست. امام علی (ع)می فرماید:«غیرة المراة کفر و غیرة الرجل ایمان» یعنی غیرت زن کفرآور و غیرت مرد نشانه ایمان اوست.(8) نمی تواند تحمل کند که مرد بیگانه ای به همسرش نگاه کند یا با او در ارتباط و آمیزش باشد، بگوید و شوخی کند و بخندد و چنین عملی را تجاوز به حق مشروع خویش می داند و از همسرش انتظار دارد که با رعایت پوشش و حجاب اسلامی و با تقید به ضوابط شرعی و قوانین اخلاقی و با حفظ متانت و حجب و حیای اسلامی، شوهرش را در این خواسته مشروع کمک و یاری کند.

اگر همسرش به این وظیفه اسلامی و اجتماعی عمل کرد، او نیز با آرامش خاطر زندگی می کند و برای تأمین نیازمندیهای خانواده اش تلاش می کند و بر محبتش اضافه می گردد و همین صفا و محبت سبب می شود که او نیز به زنان بیگانه بی توجه باشد. اما اگر مرد، مشاهده کرد که همسرش تقیدی به حجاب و پوشش اسلامی ندارد و زیباییهایش را در معرض دید مردان بیگانه قرار می دهد و با آنها نیز در ارتباط و تماس است، شدیدا ناراحت می شود، زیرا حق انحصاری خویش را تضییع شده و در معرض دید دیگران می بیند و مسؤولیت این امر را بر عهده همسرش می داند.

چنین مردی همواره پریشان خاطر و بدبین است و محبت و صفایش نسبت به خانواده تدریجا کم می شود. بنابراین صلاح جامعه و بانوان در این است که پوشیده و محجوب باشند و متین و بدون آرایش از منزل خارج شوند و زیباییهای خودشان را در معرض دید همگان قرار ندهند.(9)

«این که شما می بینید در اسلام، حجاب و روگیری و عدم معاشرت زن و مرد و این چیزهاست، و یک عده آدم کوته بین و کوته نظر خیال می کنند اینها یک حرفهای قشری است، نه! اینها عمیق است. این، برای این است که خانواده ها و دلهای زوجین، در جای خود بماند. این خانواده مستقر بماند. این برای اینهاست. محرم است، نامحرم است، نگاه نکن، معاشرت نکن، دست نده، نخند، جلوه گری نکن، جلوی دیگران آرایش نکن، این حرفهایی که اسلام می زند، دین می گوید، فقه به ما می گوید، این برای این است که اگر اینها را رعایت کردید، این خانواده کوچک شما، این کانون کوچکی که حالا به وجود آمده است، مستحکم خواهد ماند و از آن بلایا فارغ خواهد شد.»(10)


3-نقش عاطفی و اخلاقی زن


1-3- احترام به شوهر

هرکسی به شخصیت خویش علاقه مند است، خودش را دوست دارد، دلش می خواهد دیگران به شخصیت او احترام بگذارند. هر کس شخصیت او را محترم بشمارد، محبوبش واقع می شود. از توهین کنندگان متنفر است. حب ذات و علاقه به احترام، یک امر غریزی است، لیکن همه کس حاضر نیست احساس درونی شوهر را اشباع کند و به وی احترام بگذارد. در خارج منزل با صدها افراد گوناگون و بی ادب برخورد می کند و بسا اوقات مورد توهین قرار می گیرد و به شخصیتش لطمه وارد می شود. از شما که یار و غمخوارش هستید انتظار دارد، اقلا در خانه احترامش کنید و شخصیت تحقیر شده اش را زنده گردانید. بزرگداشت او شما را کوچک نمی کند، لیکن به او نیرو و توانایی می بخشد و برای کوشش و فعالیت آماده اش می گرداند.(11)

لذا زن باید مواظب باشد به شوهرش توهین نکند؛ زیرا بی ادبی، قلبها را مکدر و کینه و نزاع به وجود می آورد. زن باید به شوهرش سلام کند، او را به اسمی که دوست دارد بخواند و به هنگام ورود شوهر به خانه از او استقبال و موقع خروج با او خداحافظی کند.

پیامبراکرم(ص)فرمودند:«وظیفه زن این است که تا در خانه به پیشواز شوهرش برود و به وی خوش آمد گوید». زن باید در خوشحالی شوهرش، شادی و در غم او همدردی کند. باید کوششی بلیغ در جلب رضایت همسر داشته باشد؛ البته این، حق طرفین است، ولی فعلا بحث در وظایف زن است.(12)



2-3- اطاعت از شوهر

برخی از فقهای ما کل حقوق شوهر را در دو کلمه خلاصه کرده اند: یکی از اطاعت و دیگری حفظ زندگی از مال و ناموس. غرض این است که مسأله اطاعت و فرمانبرداری از همسر، از اهمیت ویژه ای برخوردار است.

شک نیست که اطاعت در چارچوب ضوابط شرعی است نه براساس آنچه که شوهر هوس کند. مثلا شوهر حق ندارد در زمینه گناه، از همسر خود اطاعت بخواهد؛ نمی تواند به او دستور دهد که مثلا خود را در برابر میهمانان بیاراید و حاضرکند، برای او و دوستانش وسائل شراب و قمار فراهم سازد. آری، شوهر می تواند در امر صواب، از همسر خود اطاعت و صمیمیت بخواهد و به فرموده رسول خدا(ص): «بر زن است که از شوهر تبعیت کند و نسبت به او ابراز خلوص نماید.» به غیر از روایات، دید اخلاقی هم این است که زن حرف شوهر را گوش دهد، به دستورات او گردن نهد، خوددار باشد و تمایلات او را برآورد. روایات اسلامی می گویند: «این امر در عین این که وظیفه ای برای زن است، سبب غفران و آمرزش او و حتی بستگان و والدین او نیز خواهد شد.»(13)


3-3- خوش اخلاقی

زن با اخلاق خوش، می تواند در برابر طوفانی از قهر و غضب بایستد و آن را رام کند؛ چون انسان تحت عواطف و احساسات است و هرچند سختگیر و خشن باشد، دربرابر محبت و گذشتها، شرمنده و تسلیم می شود. بدخلقیها و رفتار غرورآمیز، زندگی را تیره کرده، به سردی می کشاند و بر روی کودکان تأثیر منفی می گذارد و زندگی آینده آنها را تیره و تار خواهد ساخت. پیامبراکرم(ص)فرمودند:«انسان بداخلاق، نفس خودش را در رنج و عذاب دائم قرار می دهد».زن، با اخلاق خوش، می تواند فرشته رحمت باشد و خانه را غرق رحمت و صفا و دل شوهر و فرزندانش را مسرور و شاد کند.(14) و امام علی(ع)نیز می فرمایند:«حسن الخلق راس کل بر» یعنی خوشرویی، راس و ریشه هر خوبی است.(15)


4-3- محبت و ایثار

خداوند در قرآن کریم، به محبت و علاقه ای که بین زن و شوهر وجود دارد، به عنوان یکی از نشانه های قدرت خود اشاره می کند؛ یکی از آیات خداوند این است که «همسرانی برایتان آفریده تا با آنها آرامش یابید و میان شما مهربانی نهاد». امام رضا(ع)فرمودند:« بعضی از زنها برای شوهرانشان غنیمت اند؛ زنانی که به شوهرانشان، اظهار عشق و محبت می کنند».

انسها و الفتها براساس محبت رنگ می گیرد و گذشتها و فداکاریها از محبت سرچشمه می گیرد. زن باید با رشته محبت، شوهرش را به کسب و کار و زندگی، علاقه مند و این محبت را به او ابراز کند؛ چنان که امام صادق (ع)فرمودند:«وقتی کسی را دوست داری، به او خبربده». البته شرط محبت آن است که صادقانه و بدون هر گونه ظاهرسازی و تصنع، بدون منت و از صمیم دل و بجا و بموقع باشد.

با این که محبت امری طرفینی و وظیفه ای مشترک است، باید بگوییم که زن در این امر می تواند موفق تر باشد، زیرا با طبیعت او موافق تر است. زن با اظهار محبت می تواند در شوهرش نفوذ کند و در اعماق قلب او فرو رود و به او شادی و امید دهد. چه بسیار پرخاشگریها، تجاوزات و خودسریهایی که زن می تواند با ابراز محبت به شوهر، جلوی آنها را بگیرد و از این دید، محبت زن سازنده و موجب پیدایش نعمتهاست.(16)

«محبت ورزیدن، یک امری است که در اول کار خدای متعال این را به شما می دهد، سرمایه ای است که در اول ازدواج، خدا به دختر و پسر هدیه می کند. به یکدیگر محبت پیدا می کنند. این را باید نگه داشت. محبت همسر شما به شما، وابسته به عمل شماست. اگر بخواهید همسرتان به شما آن محبتش محفوظ بماند، باید رفتار خودتان را محبت برانگیز کنید. حالا معلوم است که ایشان چه کارباید بکند تا محبتش معلوم شود. بایستی وفاداری کند ، امانت نشان بدهید، صفا نشان بدهید، توقعات خود را خیلی بالا نبرید، باید همکاری کنید، باید اظهار محبت کنید، اینها محبت ایجاد می کند. هر دو نسبت به هم این وظیفه را دارند. محبت در زندگی باید باشد.»(17)


5-3- حسن نیت داشتن

انسان در خانه و هر محیط اسلامی دیگر، باید حسن نیت داشته باشد، مسایل را بر صحت حمل کند، به امور زندگی خوش بین باشد، بدیها و اشتباهات همسرش را با دیده عفو بنگرد و خوبیهای او را همواره در نظرداشته باشد. اصولا حسن نیت و خوش بینی، باید درزندگی حکم فرما باشد؛ زیرا آنچه مسلم است هر شخص -از جمله همسر انسان- دارای نقاط مثبت اخلاقی و امتیازهای خاصی است که اگر آنها مورد توجه قرار گیرد، زندگی پیوسته شیرین خواهد ماند...

حسن نیت و نظر داشتن به خوبی افراد، نتیجه صفای دل انسان است.

امام علی(ع)فرمودند :«حسن النیة من سلامة الطویة». یعنی حسن نیت از پاکی درون است.(18) انسانی که صفات رذیله را از خود زدوده باشد و با نفس خود جهاد کرده باشد، می تواند چنین باشد. در این صورت انسان همواره در حالت آرامش نفس و طمأنینه خاطر به سر می برد و نشاطش همیشه محفوظ است. این گونه افراد هیچ گونه اختلافی در منزل پیدا نمی کنند و توقع بیجا هم از کسی ندارند.

رسول اکرم(ص)فرموده اند:«احسنوا ظنونکم باخوانکم تغتنموا بها صفاء القلب و نقاء الطبع». یعنی گمانتان را درباره برادران دینی خود نیکو بدارید تا دلهای شما صفا و طهارت پیدا کند. لذا، انسان همیشه باید به خوبیها و امتیازهای اجتماع، محیط خانه و دوستان نظر کند و کارهای دیگران را حمل بر صحت کند و اشتباهات را نادیده بگیرد.(19)


6-3- صداقت و عدم دروغگویی

دروغ تیشه ای است که بر بنیان استوار خانواده فرود می آید و ریشه پایدار خانواده را برمی کند و ستون اصلی امنیت خانه و کاشانه را می لرزاند و فرو می ریزد، مرد، دوست دارد هنگامی که به خانه برمی گردد، خانه را روشن و خوشبو بیابد، ولی دروغ خانه را تاریک و مسایل را مبهم می نماید و غیرواقع را واقعی نشان می دهد و ارتباط و اعتماد را می گسلد. بنابراین چه زشت است که زن و مردی به یکدیگر دروغ بگویند و با آفت دروغ، درخت خرم زندگی و گل بوته اعتماد را پژمرده سازند، زیرا به تجربه ثابت شده است که سخن دروغ بر اعتبار خود پایدار نمی ماند و چیزی نمی گذرد که با کاری و یا سختی، پرده فریبش کنار می رود و بطلان ادعایش ثابت می شود و نادرستی سخنش ظاهر می گردد.(20)


7-3- عیب‌جویی نکردن

آرزوی هر مرد و زنی این است که همسر ایده آلی پیدا کند که از تمام عیوب و نواقص خالی بوده، نقطه ضعفی نداشته باشد. لیکن کمتر اتفاق می افتد که به مطلوب خیالی خویش دست یابد. زنهایی که در صدد عیبجویی باشند، خواه ناخواه عیب یا عیبهایی را درشوهرانشان پیدا می کنند، یک عیب کوچک و بی اهمیت که نباید آن را عیب شمرد، در نظر خودشان مجسم می سازند و آن قدر درباره اش فکر می کنند که کم کم به صورت یک عیب بزرگ -که قابل تحمل نیست- جلوه گر می شود؛ خوبیهای شوهر را یکسره نادیده گرفته، همیشه به آن عیب کوچک توجه دارند، چشمشان به هر مردی که بیفتد دقت می کنند که دارای آن عیب هست یا نه، آنها مرد به اصطلاح ایده آلی را در مغز خویش مجسم می نمایند که حتی کوچک ترین عیبی هم نداشته باشد و چون شوهرشان با آن صورت خیالی تطابق ندارد، همیشه آه و ناله می کنند، از ازدواجشان اظهار پشیمانی می کنند، خود را شکست خورده و بدبخت می شمارند. کم کم مطلب را علنی کرده، گاه و بی گاه از شوهرشان عیبجویی می نمایند...(21)

عیبجویی گل بوته دوستی و محبت را می پژمرد و عیب بینی خارزار خشم و دشمنی را در دل می پرورد و زندگی خانوادگی را به تلخی و جدایی می کشاند که هر کسی که عیبهای دیگران را پیگیری کند. خدا او را از محبت دیگران محروم می سازد. (22)

پیش از این که زن و شوهر به عیوب یکدیگر بپردازند، باید در عیوب خود تأمل کنند، نفس خویش را به محاسبه بکشند، زیرا کسی که نفس خویش را به محاسبه فراخواند بتدریج برعیوب وکاستیهایش واقف می شود و گناهانش را می شناسد و جبران می کند و عیوبش را اصلاح می نماید. هر که بر عیب خود واقف شود، دیگری را بر عیبش سرزنش نمی کند.(23)


8-3-چشم پوشی از خطاهای شوهر

به غیر از معصوم(ع)همه کس خطا و لغزش دارد. دو نفر که با هم زندگی می کنند و از جهتی تشریک مساعی و همکاری دارند، باید لغزشهای یکدیگر را ببخشند تا زندگی آنها ادامه پیدا کند. اگر بخواهند در این باره سخت گیری کنند، ادامه همکاری غیرممکن می شود. دو نفر شریک، دو نفر همسایه، دو نفر رفیق، دو نفر همکار، دونفر زن و شوهر باید درزندگی اجتماعی دارای گذشت باشند. هیچ زندگی اجتماعی به مقدار زندگی خانوادگی احتیاج به گذشت ندارد. اگر اعضای یک خانواده بخواهند سخت گیری به عمل آورند و خطاهای یکدیگر را تعقیب کنند، یا زندگی آنها از هم می پاشد یا بدترین زندگی را خواهد داشت.(24)

بعضی از زنها برای انتقام گیری از مرد، روش قهر کردن را جزء برنامه زندگی خود قرار می دهند که این روش، ضررهای مهلکی را بر پیکره خانواده وارد می سازد که نه تنها پدر ومادر، بلکه به فرزندان زیان می رساند و آنها را از این محیط خسته کننده، فراری داده به دامهای فساد می کشاند.(25)

این خصلت زیبا و نیکو(گذشت و خطاپوشی )در سیره ائمه معصوم و انبیاء الهی(ع)جلوه تام دارد. روزی شخصی از اهل شام به مدینه آمد. چشمش به امام حسن(ع)افتاد، او را نمی شناخت. وقتی از هویت او پرسید و او را شناخت، تحت تاثیر تبلیغات سوئی که دشمنان اهل بیت عصمت (ع)پراکنده بودند، حضرت را «قربة الی الله»دشنام گفت. بعد از آن که عقده دل خود را گشود و ناسزا و فحش بسیار داد، امام حسن (ع)بدون این که خشمناک شود و اظهار ناراحتی نماید، نگاهی پرمهر و عاطفه به آن مرد انداخت، چند آیه قرآن را مبنی بر حسن خلق داشتن داشتن تلاوت فرمود و افزود:«ما برای هر نوع خدمت و کمک به تو آماده هستیم». سپس از او پرسید:«من با این گونه برخورد و خلق و خوی آشنایی دیرین دارم و سرچشمه آن را نیک می دانم؛ تو در شهر ما غریبی، اگر احتیاجی داری آماده ایم تا به تو کمک کنیم و در خانه خود از تو پذیرایی کنیم، تو را بپوشانیم و به تو پول دهیم.»

مرد شامی که منتظر عکس العمل شدیدی بود و تصور چنین گذشت و عفوی را نداشت، چنان منقلب شد که گفت:«آرزو داشتم در آن وقت زمین شکافته می شد و من در زمین فرو می رفتم و این چنین نشناخته و نسنجیده گستاخی نمی کردم. تا آن ساعت کسی در روی زمین از حسن بن علی و پدرش (ع) برایم مبغوض تر نبود، ولی از آن هنگام به بعد، کسی نزد من از او و پدرش محبوب تر نیست.(26)


پی نوشت ها :

1-عبدالواحد آمدی، غررالحکم و دررالکلم، مترجم: محمد علی انصاری قمی، ج1، ص 336.

2-جمعی از خواهران طلبه حوزه علمیه، زن از دیدگاه ادیان و مکاتب، ص 135.

3-مجید رشیدپور، تعادل و استحکام خانواده، ص 100.

4-دکتر علی قائمی، نظام حیات خانواده دراسلام، ص 121.

5-رضوان یعقوبی، زن از دیدگاه ادیان و مکاتب، ص 136.

6-سیدعلی اکبر حسینی، اخلاق در خانواده، ص 272.

7-دکتر علی قائمی، نظام حیات خانواده در اسلام، ص 122.

8-محمد دشتی، نهج البلاغه، حکمت 124.

9-ابراهیم امینی، آیین همسرداری، ص 65.

10-رهبر، معظم انقلاب اسلامی، خطبه عقد، به تاریخ«1379/12/15»، کتاب مطلع عشق، ص 109.

11-ابراهیم امینی، آیین همسرداری، ص 32.

12-رضوان یعقوبی، زن از دیدگاه ادیان و مکاتب، ص 135.

13-دکتر علی قائمی، نظام حیات خانواده در اسلام، ص 121.

14-رضوان یعقوبی، زن از دیدگاه ادیان و مکاتب، ص 136.

15-عبدالواحد آمدی، غررالحکم و دررالکلم، مترجم: محمد علی انصاری قمی، ج1، ص 379.

16-رضوان یعقوبی، زن از دیدگاه ادیان و مکاتب، ص 135.

17-رهبر معظم انقلاب اسلامی، خطبه عقد به تاریخ«1376/12/19، کتاب مطلع عشق، ص 71.

18-عبدالواحد آمدی، غرررالحکم و دررالکلم، ج1،ص 376.

19-حسین مظاهری، خانواده در اسلام، ص 78.

20-سید علی اکبر حسینی، اخلاق در خانواده، ص 252

21-ابراهیم امینی، آیین همسرداری، ص 58.

22-سید علی اکبر حسینی، اخلاق درخانواده، ص237.

23-همان، ص 239.

24-ابراهیم امینی، آیین همسردای، ص 69.

25-رضوان یعقوبی، زن از دیدگاه ادیان و مکاتب،ص 137.

26-حسین مظاهری، خانواده در اسلام،ص 38.


منظور از اسلام

اسلام در لغت به معنای تسلیم و گردن نهادن است و در اصطلاح قرآن، مسلمان به معنای تسلیم مطلق در برابر فرمان خدا و توحید کامل و خالص از هر گونه شرک و دو گانه پرستی است و به همین جهت است که قرآن کریم حضرت ابراهیم (ع) را مسلمان معرفی می کند. و از آنجا که دین واقعی در پیشگاه خدای متعال، اسلام است[i] ، همه کسانی که دین خدا را در زمان خودشان پذیرفته باشند و مطیع دستورات الاهی باشند مسلمان اند. اما امروزه مسلمان به پیروان دین خاتم اطلاق می شود، چرا که آنان با پذیرفتن دین اسلام و اعتقاد به تمام پیامبران و شرایع آسمانی، تسلیم بودن خود را در برابر پروردگار اعلام کرده اند. و بر این اساس اکنون به پیروان ادیان دیگر مسلمان گفته نمی شود؛ زیرا که با نپذیرفتن دین خاتم، از تسلیم در برابر خدا سرپیچی کردند و وصف مسلمانی و تسلیم بودن را از خودشان دور کردند.


البته؛ مسلمان واقعی کسی است که هم به زبان و هم در عمل تسلیم احکام و دستورات الاهی باشد؛ یعنی هم به زبان اقرار به وحدانیت خدا و رسالت پیامبران و پیامبر خاتم داشته باشد و هم در عمل به احکام و دستورات دینی اعم از قوانین اجتماعی نظیر مراعات حقوق دیگران، احترام به حقوق شهروندی و ... و احکام فردی مانند نماز، روزه و... پایبند باشد. در قرآن از مسلمان واقعی به مومن تعبیر می شود.



[i]. آل عمران،19 "ان الدین عندالله الاسلام".


بررسي واژه اسلام  به صورت مشروح

واژه "اسلام" مصدر باب افعال از "س ل م" به معنای صحت، عافیت و دوری از هر گونه عیب، نقص و فساد است و در باب افعال به معنای "انقیاد، اطاعت و امتثال امر و نهی بدون هیچ گونه اعتراض"است. [1]


قرآن هم در این معنای وسیع، اسلام را استعمال کرده و می فرماید: تمام کسانی که در آسمان و زمین هستند، یا تمام موجوداتی که در آسمان و زمین هستند، مسلمان و در برابر فرمان خدا تسلیم اند از روی (اختیار، یا اجبار) تکویناً یا تشریعاً. [2]


انسان متصف به وصف اسلام، انسانی است که نسبت بهر سرنوشتى که از ناحیه خداى سبحان برایش تعیین مى‏شود، چه سرنوشت تکوینى، از قدر و قضاء و چه تشریعى از اوامر و نواهى و غیر آن مطیع و تسلیم باشد. [3]


اسلام   در اصطلاح بر شریعت پیامبر خاتم (ص) اطلاق شده است. [4] شاید بتوان گفت مناسبت میان معنای اصطلاحی و معنای لغوی اسلام این است که دین اسلام سراسر طاعت و تسلیم در برابر خداوند و پذیرش و انقیاد اوامر، بدون هیچ گونه اعتراضی است. [5]


در فرهنگ قرآن، مسلمان تنها به پیروان پیامبر اسلام (ص) اطلاق نمی شود، بلکه اسلام به معنای وسیع کلمه (معنای لغوی)، تسلیم مطلق در برابر فرمان خدا و توحید کامل و خالص از هر گونه شرک و دو گانه پرستی است و به همین جهت است که قرآن کریم حضرت ابراهیم (ع) را مسلمان معرفی می کند. [6]


و اگر خدای متعال به پیامبر اسلام(ص) می فرماید: بگو هر آینه من مأمورم که نخستین کس باشم که تسلیم امر خدا شده باشد [7] .


اوّلین مسلمان در این جا، به معنای تسلیم مطلق در برابر خداوند در میان امت خود، است (معنای اصطلاحی) و گرنه شکی نیست که پیامبران گذشته و پیروانشان هم، مسلمان و تسلیم در برابر فرمان الاهی بودند.


بهر حال، آنچه را که از آیه 85 سوره آل عمران (هر کس غیر از اسلام را دین خود برگزیند، از او پذیرفته نیست)، هم چنین از آیه 3 سوره مائده (امروز دین شما را به کمال رساندم ...و اسلام را دین شما برگزیدم) استفاده می شود، مسلمان به پیروان دین اسلام اطلاق می شود؛ زیرا که آنان با پذیرفتن دین اسلام و اعتقاد به تمام پیامبران و شرایع آسمانی، تسلیم بودن خود را در برابر پروردگار اعلام کرده اند. طبق این معنا، اکنون به پیروان ادیان دیگر "مسلمان" گفته نمی شود؛ زیرا که با نپذیرفتن دین خاتم از تسلیم در برابر خدا سرپیچی کردند و صفت مسلمانی و تسلیم بودن را از خودشان دور کردند. البته این اسلام و مسلمانی، ظاهری است، نه واقعی. مسلمان واقعی کسی است که هم به زبان و هم در عقیده و هم در عمل تسلیم احکام و دستورات دینی باشد؛ یعنی هم به زبان اقرار به وحدانیت خدا و رسالت پیامبر (ص) داشته باشد و هم در عمل اوامر و نواهی خداوند را اجرا کند.


مسلمان واقعی کسی است که به احکام دینی اعم از قوانین اجتماعی، نظیر حق الناس، حقوق شهروندی و... و احکام فردی مانند نماز، روزه، و ... پایبند باشد. [8]


دین اسلام دارای ویژگی های منحصر به فردی است که آن را از سایر ادیان متمایز ساخته است برخی از این ویژگی ها عبارتند از:


1- جهانی بودن دین اسلام:

دین اسلام مختص به شبه جزیره عربستان نبوده و نیست؛ بلکه به عنوان کامل ترین دین، در صدد رهایی تمام انسان ها از چنگال شرک و بت پرستی است و در راستای همین رسالت جهانی بوده که پیامبر اکرم (ص)از همان سال های نخستین ورود به مدینه، نامه هایی را برای سران کشورهای مختلف فرستاده و آنها را به دین اسلام دعوت نمود.


2- کامل ترین دین:

خداوند ادیان متعددی را برای هدایت انسا ن ها فرستاده است که در اصل با هم اختلاف نداشته اند. دستورات و احکام هر دین متناسب با زمان تشریع خود بوده است و همیشه با آمدن دین بعدی، دین قبلی منسوخ می شده است ولی اسلام کامل ترین و آخرین دین آسمانی بشر است که بعد از آن دین دیگری از طرف خداوند فرستاده نشده و نخواهد شد.


اسلام دین خداست و مشیت خدای تعالی بر آن قرار گرفته است که تا أبد بشر را به وسیله این دین هدایت فرماید و این دین را دین تمامی ملتها قرار داده است و هم چنین پاسخگوی همه نیازهای بشر است حتی در مورد پدیده های نوظهور.


[1] . النکت و العیون، (تفسیرماوردی)، ج 1، صص 379 - 380.

[2] . تفسیر نمونه، ج 2، ص 643.

[3] . طباطبائی، محمد حسین، المیزان (ترجمه)، ج 1، ص 454.

[4] . الوجوه و النظائر، ج 1، ص 248.

[5] . مبادی الاسلام، ص 7.

[6] . آل عمران، 67،   " مَا کاَنَ إِبْرَاهِیمُ یهَُودِیًّا وَ لَا نَصْرَانِیًّا وَ لَاکِن کاَنَ حَنِیفًا مُّسْلِمًا وَ مَا کاَنَ مِنَ الْمُشْرِکِین"‏   یعنی:" ابراهیم نه یهودى بود و نه نصرانى بلکه موحّدى خالص و مسلمان بود و هرگز از مشرکان نبود. "

[7] . انعام، 14،   " قُلْ إِنىّ‏ِ أُمِرْتُ أَنْ أَکُونَ أَوَّلَ مَنْ أَسْلَمَ وَ لَا تَکُونَنَّ مِنَ الْمُشْرِکِین‏"

[8] اقتباس از سؤال 665 (سایت: 829)، نمایه: قرآن و معنای اسلام و مسلمان.

 

سایت های مرتبط
نظرسنجی
نظرسنجي غير فعال مي باشد