جمعه ٢٩ دی ١٣٩٦
|
فهرست اصلی
ورود
نام کاربری :   
کلمه عبور :   
[عضویت]
[فراموشی کلمه عبور]
فراخوان مقالات

ثبت نظرات

اوقات شرعی
آمار بازدید
 بازدید این صفحه : 1942
 بازدید امروز : 199
 کل بازدید : 3349036
 بازدیدکنندگان آنلاين : 9
 زمان بازدید : 0/2969
کار (خیر) اندک ، که بر آن مداومت ورزی ، از کار بسیار که از آن خسته شوی ، امیدوار کننده تر است ( حضرت علی علیه السلام )
شهناز ربیعی

شهناز ربیعی، کار آفرین نمونه چهارمحال و بختیاری

هیچ وقت فکرش را نمی کردم که روزی پیازچه ها را تمیز و در خاک فرو کنم، تراکتور سوار شوم و پا به پای دیگر کشاورزان منطقه ام سیب زمینی و گندم بکارم.

شهناز ربیعی 29 ساله، کارآفرین نمونه استان چهار محال و بختیاری است هر چند تصور نمی کرد سرنوشت اش با کشاورزی گره بخورد اما حالا «کشاورزی» را شغل پرافتخارش می داند: «تا راهنمایی در «فرادمبه» محل تولدم تحصیل کردم، دبیرستان بهیاری را در بروجن خواندم و لیسانس علوم اجتماعی را همان جا گرفتم. تصور هر شغلی را داشتم جز کشاورزی که حالا در بروجن به آن معروف شده ام.»

ربیعی با کمک چهار زن همکارش زمین وسیعی برای کشت و کار راه انداخته تا زنان سرپرست خانوار و خودسرپرست و نیز خانواده معلولان بروجن بتوانند در آن کار کنند. او سال های دوری را به یاد می آورد که برای کار به بهزیستی بروجن مراجعه می کند تا کاری مرتبط با رشته تحصیلی اش بیابد: «مسوولان بهزیستی گفتند که کار پشت میزنشینی (کارمندی) ندارند و اگر می توانم یک شرکت تعاونی تاسیس کنم و من هم به عنوان اولین فرد در بهزیستی بروجن این پیشنهاد را پذیرفتم.»

او سال 77 شرکت «مددجویان بهزیستی خاص بانوان فرادمبه» را تاسیس کرد و عضوگیری اش هم از مددجویان نابینا، ناشنوا و معلول آغاز کرد اما برای ادامه کارش خانواده مددجویان را به کار دعوت کرد. از تجربه راه اندازی و تاسیس زمین کشاورزی می گوید: «هیات مدیره شرکت تعاونی در ابتدا 200 هکتار زمین تقاضا کردیم اما به ما گفته شد که چون همگی زن هستید توانایی اداره این وسعت را ندارید و در نهایت با چانه زنی های فراوان به ما 500 جریب زمین اجاره داده شد.» شهناز ربیعی که آن سال ها دختر مجردی بوده به خاطر تفکرهای سختگیرانه درباره دختران جوان، محدودیت فراوانی داشته اما هیچ یک از این محدودیت ها مانعش نمی شد: «اجاره زمین، گرفتن وام، تقاضای آب و برق برای زمین کشاورزی از جمله کارهایی هستند که آن سال ها در منطقه بروجن مردانه تلقی می شد اما من ایستادم و راهم را ادامه دادم.»

حتی زمانی که او و دیگر همکارانش توانستند زمین 500 جریبی را اجاره کنند تازه اول راه بود: «پس از دو سال دوندگی زمین را اجاره کردیم اما با نهایت کم لطفی مواجه شدیم یعنی منبع آبی به زمین مان تخصیص داده شد که سه هزار متر از زمین فاصله داشت و همین طور برق که شش کیلومتر فاصله داشت.»

اما این مشکلات این کارآفرین نمونه را از پای نینداخت: «وام گرفتن را شروع کردیم. یک بار از بانک کشاورزی وام 76 میلیون تومانی با بهره 16 درصد گرفتیم و زمین را با کشت گندم و سیب زمینی و زعفران شروع کردیم. برای گرفتن این 76 میلیون تومان زمین داران منطقه را شناسایی کردیم تا آن ها برایمان وثیقه بگذارند.»

او برای گرفتن وامی دیگر یک هفته بار سفر به تهران بست: «می دانستم که تفکرها درباره فعالیت اقتصادی زنان در تهران بازتر از منطقه خودمان است بنابراین برای تاثیرگذاری بیش تر، زندگی تمام اعضای معلول شرکت تعاونی را مستند کردم و در قالب سی دی به مسوولان تهران از جمله رییس یکی از بانک ها نشان دادم و در آخر هم موفق شدم 100 میلیون تومان وام با بهره چهار درصد بگیرم.»

جدای مشکلات عمومی ناشی از محدودیت های فرهنگی و اجتماعی، شهناز جوان در عرصه خصوصی اش هم با مشکل مواجه شد: «در یک هفته ای که در تهران ماندم، پسر کوچکم را به خانواده شوهرم سپردم همان روز دوم سفر بود که با ماندنم مخالفت کردند و گفتند که مگر این کار چقدر اهمیت دارد که آن را بر پسرم ترجیح داده ا م. آن زمان با چالشی مواجه بودم که واقعا انتخاب یکی از این راه ها برایم بسیار دشوار شده بود اما من ماندن در تهران را انتخاب کردم.»

و یا در زمان مخالفت پدر و برادرانش با رفتن به بانک و کار در عرصه اقتصاد کشاورزی، ربیعی دست به کار شد: «چندین بار پدرم را به بانک بردم و بعد از آن به خانه معلولان و به او یادآوری کردم که تمام تلاش من به خاطر این معلولانی است که حامی ندارند و اگر من هم نباشم آینده تاریکی را خواهند داشت.»

با این کارها پدر شهناز کمی آرام شد و حالا او و برادرانش به حامیان این کشاورز نمونه تبدیل شده اند. کشاورزی که سال گذشته عنوان «زن نمونه استان» را هم به خود اختصاص داد.

شهناز ربیعی حالا با کمک زنان بروجن زمینی را به وسعت 51 هکتار و نیم گندم، سیب زمینی و زعفران زیر کشت برده است و به گفته خودش توانسته خانواده بسیاری از معلولان بهزیستی را مشغول کار کند. وقتی با او خداحافظی می کنم دوباره کلمه «ما» را تاکید می کند: «حتما بگویید که من به تنهایی نمی توانستم این کار را انجام دهم، اگر کمک این زنان نبود نمی توانستم.» او در ادامه از طرحی می گوید که هنوز «ذهنی» است و عملی نشده است: «قرار است «طرح های زنجیره ای» را عملیاتی کنم مثلا اگر قرار است کاشت سیب زمینی را در دست داشته باشیم تا مرحله نهایی و فرآوری آن هم در اختیار ما باشد. اگر این اتفاق بیفتد کل منطقه بروجن پویا خواهد شد.»

دوباره خداحافظی می کند اما باز هم «فرادمبه» را به یاد می آورد که 22 هزار نفر جمعیت دارد و 95 درصد مردمانش کشاورزند و بهترین محصول شان هم سیب زمینی است: «فکر می کردم جزو پنج درصد غیرکشاورز خواهم شد چون تحصیلاتم چیز دیگری بود اما سرنوشت من هم با کشاورزی پیوند خورده و حالا اعتراف می کنم که عاشق کشاورزی هستم.»

سایت های مرتبط
نظرسنجی
نظرسنجي غير فعال مي باشد