دوشنبه ٣٠ مهر ١٣٩٧
|
فهرست اصلی
ورود
نام کاربری :   
کلمه عبور :   
 
متن تصویر:
[عضویت]
[فراموشی رمز توسط ایمیل]
فراخوان مقالات

ثبت نظرات

اوقات شرعی
آمار بازدید
 بازدید این صفحه : 1645
 بازدید امروز : 309
 کل بازدید : 3488576
 بازدیدکنندگان آنلاين : 2
 زمان بازدید : 0/3750
کار (خیر) اندک ، که بر آن مداومت ورزی ، از کار بسیار که از آن خسته شوی ، امیدوار کننده تر است ( حضرت علی علیه السلام )
خانم شیوا بحرینیان

خانم شیوا بحرینیان

نام و نام خانوادگی: شیوا بحرینیان

   نام موسسه : گل خانه ناردین

  • باغدار نمونه زن استان اصفهان و شهرستان سال 1373
  • تولید کننده برتر گل و گیاه زینتی سال 1385
  • تولید کننده برتر محصولات گل خانه ای سال 1388

سمت: مدیر و مالک گل خانه

تحصیلات: لیسانس مهندسی کشاورزی / دانشگاه آزاد خوراسگان

تعداد پرسنل: ثابت 7 نفر / پاره وقت و فصلی 10 نفر

سال تاسیس: 1381

تحت تاثیر الهامات پدر و مادرم خیلی دوست داشتم که پزشک شوم. اما به خاطر علائق شخصی ام رشته کشاورزی را انتخاب کردم. زمانی که سال چهارم دبیرستان بودم کنکور دانشگاه آزاد را شرکت کردم و رشته کشاورزی را قبول شدم. بنا به اصرار مادرم رفتم و ثبت نام کردم که جایم در دانشگاه حفظ شود و بعد دوباره درس بخوانم برای کنکور و سعی کنم که دانشگاه دولتی قبول شوم. و از آن جائی که خیلی رشته ام را دوست داشتم ادامه دادم و حالا هم خیلی راضی ام.

از زمانی که بچه بودم و در کتاب های دبستان می خواندم که انسان ها و جانوران مصرف کننده اند و گیاهان تولید کننده، خیلی دوست داشتم بتوانم من هم چیزی را تولید کنم. یکی از انگیزه هایم برای رشته کشاورزی هم همین بود. چون میتوانستم تو این رشته چیزی را تولید کنم. . توی ایران همه گل و گیاه را فراموش کرده اند. مردم آنقدر مشکلات روزمره خودشان را دارند که فکر می کنم گل یک چیز فراموش شده است. ناخودآگاه وارد بازار گل شدم. فکر می کنم کاری که شروع کردم به جامعه خیلی روحیه می دهد. چون مردم ایران خیلی خودشان را فراموش کرده اند . هم اش به مشکلات فکر می کنند. غذای روح فراموش شده است. دوست داشتم بروم در کار سبزیجات و صیفی جات. اما به توصیه دوستان وارد شاخه گل شدم و الان خیلی به این کار وابسته شده ام . فکر می کنم خیلی توی طراوت روحیه اثر دارد. به گل و گیاه هم خیلی علاقه داشتم. در مورد وارد شدن به این رشته هم باید بگویم اولش فقط به خاطر کار و درآمد بود.

راستش من سال چهارم  دانشگاه بودم که این کار را شروع کردم. از سال سوم دانشگاه خیلی نگران این بودم که سال دیگه که درسم تمام می شود باید چه کار کنم. از همان زمان این فکر به خاطرم رسید. البته شروع هر کاری خیلی مهمه. همه از شروع می ترسند..

هیچ الگوئی نداشتم. اولش کاملا گنگ بودم. توی خانواده ای بزرگ شده ام که هیچ کشاورزی تا به حال نداشته است. در اوایل کار هر چه پیش می رفتم هی ضرر میکردم. خیلی چیزها را در طی آزمون و خطا یاد گرفتم. اما الان گل خانه بعد از اون همه ضرر وضعیت خوبی پیدا کرده است. از این که می بینم 4 نفر دیگر هم در کنار من در این گل خانه کار می کنند و در آمد دارند، خیلی خوشحال می شوم.

کار ما در  این گل خانه تولید انواع گل های زینتی، آپارتمانی ، کاکتوس و باغچه ای است. تقریبا هر گیاه یا لوازم باغبانی را که بخواهید این جا داریم. کار تولیدی ما در تابستان سبک اما در پائیز و زمستان خیلی سنگین است. بیشترین فروش را هم شب عید داریم. و کمترین فروش را در تابستان و زمستان. از 15 بهمن تا روز اول عید هر سال را هم نمایشگاه داریم. 4 سال اول کار، فروشمان تنها برای ارگان های دولتی بود . مثل شهرداری اصفهان. فروش به مردم نداشتیم. اما به مروزر زمان به خاطر استقبال مردم، ورود را برای عموم آزاد کردیم، که این برایم خیلی خوش آیند تر و جالب تر بود. مردم خیلی از ما استقبال کردند. الان فروشمان به ارگان ها خیلی کمتر شده.

معمولا بین  6 تا 7 بیدار می شوم. به کارهای خانه و دختر 2 ساله ام رسیدگی می کنم. بعد از این کار ها روز من عملا از ساعت 10 صبح آغاز می شود. از آن جائی که من علاوه بر این شغل مسئولیت های دیگری هم دارم، معمولا تا ظهر به کارهای اداری ام رسیدگی می کنم. من عضو هیات مدیره تعاونی گل و گیاه اصفهان و عضو هیئت موسس خبرگان بخش کشاورزی هم هستم. کار های مربوط به فضای سبز اعم از طراحی و اجرا را هم انجام می دهم. بعد از این ها به گل خانه می روم و معمولا تا 7-8 شب گل خانه هستم. البته نزدیک های عید فشار کار خیلی بیشتر است و بعضا مجبوریم تا 11 -12 شب هم آنجا باشیم.

شوهرم خیلی بهم کمک می کند. شوهر من خودش دامپروری  و مرغ داری دارد و در کار تولید است و با مشکلات این کار آشناست. به نظر من پشت هر زن موفقی مردی هست که حمایت می کند و یا از خودگذشتگی. من از این لحاظ خیلی مدیون همسرم هستم. البته پدر و مادرم هم جای  خودشان را دارند . پدر و مادر من سرمایه دار نبودند اما به لحاظ فکری خیلی به من کمک کردند. آن ها خیلی به من اعتماد داشتند. البته قبول دارم که ایجاد این تعادل خیلی سخت است. بعضی جاها هست که باید کار را قربانی کرد و برخی مواقع خانواده باید تحمل کند و کوتاه بیاید. گرچه کارم را خیلی دوست دارم اما خانواده برایم در اولویت است. اول همسر و دخترم و بعد کارم. البته فکر می کنم تا الان در ایجاد این تعادل موفق بوده ام. و البته همسرم در ایجاد این تعادل نقش خیلی مهمی داشته.

من روز تعطیلی در ایام هفته ندارم. هر روز و هر ماه سرکارم. اما اگر فرصتی بشود بودن با دوستان و فامیل را ترجیح می دهم. خیاطی را دوست دارم و گه گاهی انجام می دهم . اما نه خیلی زیاد. دوست دارم برای دخترم لباس بدوزم. مسافرت هم حداقل سالی یک بار توی برنامه ام هست. سفر را خیلی دوست دارم.

در اوایل کار خیلی وقت ها می شد که گیاهی را تولید می کردیم ولی فروشی  نداشت و مجبور می شدیم همه اش را دور بریزیم. اما در این جور مواقع افسرده و ناامید نمی شوم. همیشه آمادگی شکست را دارم. شکست برایم سوژه مانوسی است. 2-3 سال اول هر چه را که تولید می کردیم دور می ریختیم. هر بار پدرم از من می پرسید باز هم می خواهی دوباره بکاری و من با قاطعیت می گفتم آنقدر می کارم تا موفق شوم.

زمانی که وارد کار شدم، تنها خانم شاغل در این کار بودم. من اولین زن حاضر در صنف گل و گیاه بودم. هیچ کس من را قبول نداشت. کسی مرا جدی نمی گرفت. مخصوصا که مجرد هم بودم. حتی گارگران کارگاه هم مرا قبول نداشتند. به من می گفتند ما از زن حرف گوش نمی کنیم. همه منتظر بودند من زمین بخورم. مردم وقتی این جا می آمدند باور نمی کردند که مدیر و مالک این جا یک زن است. همه اش دنبال یک مرد می گشتند. ولی الان حضور خانم ها در جامعه دارد جا می افتد.

در بخش فروش و بازاریابی بیشترین مشکل را داریم. وضعیت اقتصادی بد شده و گل از آنجا که یک کالای لوکس به حساب میآید جزو اولین چیز هایی است که از سبد خانوار حذف می شود. در مورد تبلیغات هم خیلی مشکل داریم. چون بهمان اجازه تبلیغات نمی دهند..

خانمها بهتراست که  دنبال کارهای تکراری نباشند. دنبال ایده های نو و کارهای نو باشند.


سایت های مرتبط
نظرسنجی
نظرسنجي غير فعال مي باشد