چهارشنبه ٠٤ بهمن ١٣٩٦
|
فهرست اصلی
ورود
نام کاربری :   
کلمه عبور :   
[عضویت]
[فراموشی کلمه عبور]
فراخوان مقالات

ثبت نظرات

اوقات شرعی
آمار بازدید
 بازدید این صفحه : 1420
 بازدید امروز : 418
 کل بازدید : 3355930
 بازدیدکنندگان آنلاين : 7
 زمان بازدید : 0/3594
کار (خیر) اندک ، که بر آن مداومت ورزی ، از کار بسیار که از آن خسته شوی ، امیدوار کننده تر است ( حضرت علی علیه السلام )
خانم مهري جوادزاده

خانم مهري جوادزاده

به نام خدا

در سال 1335 در تبريز چشم به جهان گشود. او فرزند چهارم و تنها دختر خانواده مي باشد. پدرش كارمند وزارت دارايي و مادرش فرهنگي بود. او در دوراني كه تحصيلات ابتدايي و متوسطه را طي مي كرد خياطي را از مادر آموخت. در سن هفده سالگي و در سال پنجم متوسطه بود كه تصميم گرفت درآمدساز باشد. به همين دليل در تابستان آن سال دوخت‌و دوز لباس را در منزل شروع كرد و لباس هاي آماده را به بوتيك هاي بالاي شهر مي برد. در آن تابستان او درآمدي معادل يكصدهزار ريال كسب نمود. در آن موقع قيمت پيكان حدود دويست و سي هزار ريال بود. او از اين كار لذت زيادي برد. پدرش همواره به فرزندانش مي گفت كه مهم نيست كه چه كاره شويد مهم اين است كه در كار خود بهترين باشيد. او كه زمزمه هاي پدر را در ذهن خود جاي داد، درصدد برآمد كه خود را در تمامي جهات رشد دهد و علاقمند بود در همه نقش‌ها تعادل داشته باشد.
او تحصيلات دانشگاهي خود را در رشته كامپيوتر و در مدرسه عالي برنامه ريزي و كاربرد كامپيوتر ادامه داد و پس از براي اخذ دوره كارشناسي ارشد در همان رشته به مدت دوسال به آمريكا رفت.
پس از بازگشت در سال 1356 در نمايندگي شركت CDC در تهران كه سازنده كامپيوتر بود بعنوان آناليست سيستم ها استخدام شد. در آن زمان براي اولين بار ترمينال هايي را به زبان فارسي با يك تيم ترجمه كرد و حدود 96 اپراتور را پرورش داد.
او در سال 1357 ازدواج كرد. همسرش مهندس معدن بود و در پروژه هاي عمراني فعاليت مي كرد. در همان سال شركت CDC با شرايط ركود ماههاي قبل از انقلاب مواجه شد و پس از انقلاب مصادره گرديد و پس از بسته شدن شركت وي بيكار شد. در آن هنگام به اتفاق همسرش به شهرستان محمودآباد رفت و پس از يكسال بدليل ركود پروژه هاي عمراني به تهران برگشت. در سال 58 اولين فرزندش تولد يافت. او تا چهارسالگي به نگهداري فرزندش پرداخت. در آن سال فرزندش را روانه مهدكودك كرد و خود مجدداً با كار پيوند برقرار نمود. او در گروه صنعتي آمل به عنوان مدير بازرگاني شاغل گرديد و با فاصله اي كوتاه هم زمان نيز به عنوان قائم مقام و رئيس هيئت مديره شركت خيام استيل و مدير صادرات توليد لوله و پروفيل فعاليت خود را گسترش داد. حضور او در اين شركت ها او را سر ذوق آورد.
شركت پروفيل ساوه در يك مقطع دچار مضيقه ارزي شديدي شد. در سال 64 به عنوان نخستين شركتي كه در مقطع جنگ صادرات را آغاز كرد وارد عرصه صادرات موادغذايي و پوست و سالامبور شد.
او معتقد است در بخش خصوصي هرم سازماني خيلي كوتاه است و نيروهاي متخصص با قابليت بالاي مديريتي از دست مي روند و جذب جائي مي شوند كه بتواند از قابليت مديريتي خود خوب استفاده كنند. او خود را در زمره چنين افرادي مي داند.
در سال 1362 با يكي از همكاران خود شركت ايران آلبا را تأسيس كرد. اين شركت نمايندگي برخي از شركت هاي يوگسلاو را عهده گرفت. نخست نمايندگي خانه سازي را كسب كرد كه هم زمان جنگ بوسني و هرزگوين شروع شد و شركت دچار مشكل شد. در آن هنگام قرارداد بزرگي با سازمان عمران كيش بسته شد. قرار بود در پروژه واحدهاي مسكوني با ظرفيت 100000 متر مربع با آن سازمان همكاري كنند. در آن سال‌ها، زلزله منجيل و رودبار نيز رخ داد. آن شركت درمانگاهي بنام درمانگاه كلاه فرنگي به مردم آن خطه اهدا كرد. ساخت درمانگاه 3 روزه انجام گرفت.
از طرفي بحران يوگسلاوي موجب قطع ارتباطات شركت با آن كشور شد. در نتيجه سهم خود را واگذار كرد.
همزمان در شركت مبين كالا به عنوان مشاور مديرعامل نيز فعال بوده و در برنامه ريزي صادرات آن شركت از جمله صادرات كنتور و ترانسفور برق براي نخستين بار مشاركت كرد. در همين شركت براي اولين بار صادرات شمش آلومينيوم به كره صورت گرفت.
او در سال 74 باتفاق 4 شريك كه همگي از دوستان وي بودند، شركت صادرات صنعتي و معدني سپهر را تأسيس كرد. فعاليت اصلي شركت صادرات است اما در سال 78 نيز واردات را در زمره كار خود قرار داد.
كاركنان شركت 7 نفر مي باشند. او رابطه اي دوستانه با آنها برقرار كرده است و آنان را از ميان جوانان فاقد تجربه كاري انتخاب مي كند چون علاقه دارد كه خود آنان را پرورش دهد. به همين دليل هزينه آموزش زبان انگليسي و يا دوره هاي تخصصي آنان از طرف شركت تأمين مي‌شود. شركت ساعت كار ندارد و كاركنان خود براساس حجم كار و تعهدات به مشتريان ساعات كار خود را تنظيم مي كنند.
او داراي دو فرزند مي باشد. دخترش دانشجو و پسرش محصل است. او هيچگاه با همسرش رابطه كاري نداشته است.
حرفه او به گونه اي است كه سفرهاي متعددي انجام مي دهد. به هنگام سفرهاي او نگهداري فرزندان به عهده خانواده خود و همسرش بوده است. او رسيدگي به فرزندان و انجام پاره‌اي از امور خانه ازجمله پخت و پز را خود به عهده گرفته است.
براي او مهم است كه زن ضمن حفظ جوهر خود بتواند در محيط مردانه كار كند و همه چيز  بستگي به رفتار او دارد. او معتقد است كه با توجه به نگرشي كه نسبت به زن وجود دارد بايد هميشه خود را از نظر حرفه اي قوي ساخت تا برخوردهاي متقابل نيز حرفه اي باشد و بايد به نوعي از ايجاد مسأله پيشگيري نمود.
او مطرح مي كند كه در سفرهاي تجاري خود مشاهده مي كند كه همتايان خارجي تجاريش (زنان) مورد استقبال و حمايت زياد نمايندگي هاي خود در كشور ميزبان قرار مي گيرند و همكاري زيادي با آنها صورت مي پذيرد. درحاليكه براي او چنين امكاني فراهم نيست. او علت را در اين مي بيند كه عليرغم تشخيص نماينده هاي ايران نسبت به وظايف خود و نقش مثبت جهت همكاري اما بدليل ملاحظات مختلف به ويژه مرزبندي هاي بين زن و مرد، روابط اجتماعي خود را با وي محدود مي كنند و درنتيجه آن همراهي لازم را در حد سايرين با او بعنوان زن نخواهند داشت، او مطرح مي كند كه افراد غيرحرفه اي برخوردهاي غيرحرفه اي نيز دارند.
او براين باور است كه در بخش خصوصي امكانات زيادي وجود دارد. اما همه عادت كرده‌اند كه متولي داشته باشند. هرچند كه بستر مناسبي براي توسعه وجود ندارد عليرغم آن هنوز بخش خصوصي مي تواند موفق باشد. او معتقد است كه هميشه به آنچه نداريم فكر مي كنيم و هرگز به آنچه كه داريم فكر نمي كنيم.
او اعتقاد دارد كه مي توان مشكلات موجود را حل كرد. بعنوان مثال انتقال واريزنامه صادراتي به بورس و رسمي شدن انتقال آن به غير از طريق مصوبه بانك مركزي در اثر جلسات متعددي بود كه همراه با ساير صادركنندگان موضوع مطرح و با پيگيري از طريق بانك مركزي و مركز توسعه صادرات به تصويب رسيد. او مي گويد: از سال 64 تاكنون قوانين و مقررات و بخشنامه هاي بخش صادرات تغيير مي كند. اما در همين شرايط توانسته ايم صادرات داشته باشيم. دليل آن اين است كه يا خود را از طريق شناخت كامل قوانين با شرايط تطبيق داده ايم و يا در مراحلي توانستيم در تغيير و اصلاح قوانين مؤثر واقع شويم.
او معتقد است كه به عنوان يك صادركننده نبايد مقهور موج هاي اجتماعي شد بايد موج‌ها را شناخت و از پتانسيل ها خوب استفاده كرد. 
او عنوان مي كند كه بايد مشكل را ريز كرد و شناخت و از نقطه اي شروع به اصلاح مسير كرد و مهم نيست از كجا شروع شود، مهم اين است كه حوصله كنيم تا حل شود و خود را از كلي گويي خارج سازيم. او اين تفكر را كه هميشه دولت بايد حامي باشد، موجب عقب افتادن استعدادها مي داند.
ديدن فيلم يكي از سرگرمي هاي اصلي او مي باشد و بيشتر علاقمند است تا در خلال آن موضوعاتي را كه در زمينه حرفه اش او را ياري مي دهد جستجو نمايد.
او يكي از بزرگترين موانع صادرات را عدم آگاهي عاملين آن به روش هاي صحيح صادرات مي داند. به همين دليل علاقمند شده است تا تجربيات خود را از طريق تدريس در برنامه‌هاي آموزشي تخصصي دراختيار ديگر صادركنندگان قرار دهد.  و در مركز پژوهش هاي بازرگاني مراحل اجرايي صادرات را تدريس مي نمايد.
او علاقه چنداني به شركت در اتحاديه ها و تشكل هاي حرفه اي ندارد چون معتقد است آنها كارايي لازم را ندارند.
او معتقد است در جهت حمايت از توليد، تحصيل ارز براي كشور و تقويت منافع ملي بايد كمك كرد. با اين ايده قصد دارد بازارهايش را گسترش داده و تنوع صادرات كالاهاي خود را از 10 محصول به 15 محصول برساند.


سایت های مرتبط
نظرسنجی
نظرسنجي غير فعال مي باشد