يکشنبه ٠١ بهمن ١٣٩٦
|
فهرست اصلی
ورود
نام کاربری :   
کلمه عبور :   
[عضویت]
[فراموشی کلمه عبور]
فراخوان مقالات

ثبت نظرات

اوقات شرعی
آمار بازدید
 بازدید این صفحه : 2545
 بازدید امروز : 1071
 کل بازدید : 3352121
 بازدیدکنندگان آنلاين : 4
 زمان بازدید : 0/3125
کار (خیر) اندک ، که بر آن مداومت ورزی ، از کار بسیار که از آن خسته شوی ، امیدوار کننده تر است ( حضرت علی علیه السلام )
آشنايي با خانم مهين افشان‏پور


آشنايي با خانم مهين افشان‏پور

گفتگو با خانم مهين افشان‏پور، نگارگر ادبيات ايران‏


مهین افشانپور                                                                                               

متولد1320

 تهران


سوابق:


فعاليتهاي آموزشي : مهين افشان پور از سال 1363 به تعليم رشته نقاشي پرداخت. افشان پور علاوه بر خلق آثار شاخصي در نگارگري هم و همت خويش را مصروف تربيت شاگرد و تدريس نيز كرده است. وي چند سالي است كه در بخش آموزشي سازمان ميراث فرهنگي تدريس مي كند. از سال 1360 به تعليم رسمي پرداخت. در دانشكده سوره، دانشگاه هنر نيز تدريس ميكند و همچنين در دانشگاه الزهرا(س) به تدريس مينياتور مشغول مي باشد. او مي گويد "با چند نفر از دانشجويان، رساله پايان تحصيلات شان را كار مي كنم. در منزل نيز تدريس خصوصي مي كنم و عقيده دارم كه بعد از ما بايد يك عده اين راه را پي گيري كنند و با اينكه در سال، صدها هنرجو در اين رشته فعاليت مي كنند، اما فقط يكي دو تا از ايشان همت پيگيري اين كار را خواهند داشت. يك شاگرد خوب و جدي در كار دلگرمي مي دهد.جوائز و نشانها : دريافت نشان درجه يك هنري (معادل دكتري هنر) در رشته مينياتور

چگونگي عرضه آثار : مهين افشان پور در نمايشگاههاي داخل و خارج كشوربه ارائه اثر پرداخته است. همچنين در آفرينش تصاويري در قلمرو سياه قلم نيز فعاليت دارد . - برپايي نمايشگاههاي متعدد گروهي و انفرادي - برپايي نمايشگاه در بيروت سال 1372 در محل وزارت السياحه اللبنانيه - الحمرا - بيروت؛ - برپايي نمايشگاه در دمشق به مناسبت دهه فجر سال 1372 و دريافت لوح زرين از سوي رايزن فرهنگي سفارت جمهوري اسلامي ايران - دمشق؛

  ظرايف و دقايق مندرج در مينياتور او را جلب مى‏كند و او را وارد مراحلى مى‏كند كه بايد در طول حيات فرهنگى و هنرى خود طى كند. مراحل پيچيده‏اى است، تكميل كارها، ممارست و صرف وقت و ... همه اينها از عشق او به هنر سرچشمه مى‏گيرد. و از آنجا كه هنر، ميدان پويايى ذهن است، يافتن هنر را در راه پُر چَم و خم آن او را به بررسى و مطالعه و مقايسه دقيق آثار ديگران وادار مى‏كند. تا جايى كه خود تصميم مى‏گيرد سوژه‏هايى نو بيابد و از پراكنده‏كارى بپرهيزد و سبكى تازه در نگارگرى بنا سازد. اشعار عرفانى، پنديات و نصايح مندرج در اشعار قدما و نوپردازان و سوژه‏هايى از فرهنگ مردم، در اين سبك او را رهنما مى‏شود. او خود در اين باره مى‏گويد:

«هنرمند هميشه در راه است و من نيز همواره خويش را در راه مى‏بينم، سوژه‏هاى متنوع با حفظ ويژگى‏هاى مينياتور در آثار من و مفاهيم انسانى و عرفانى به چشم مى‏خورد و همواره سعى دارم پيامى انسانى را به ديده‏هاى مشتاقان و هنردوستان منتقل نمايم.»


با خانم مهين افشان‏پور كه پس از 20 سال صورتگرى هنوز پرتلاش و سرشار از اميد در جستجوى مضامين نو و سوژه‏هاى تازه است به گفتگو مى‏نشينيم. خانم مهين افشان‏پور داراى مدرك درجه يك هنرى (دكتراى هنر) است و آثار هنرى وى تاكنون بارها مورد تقدير قرار گرفته است. * *

- از چه زمانى نقاشى را آغاز كرديد؟


- از 5 سالگى با كشيدن ذغال و گچ در در و ديوار شروع كردم. همواره يك چهره و اندام از يك زن را به تصوير مى‏كشيدم و اين تنها قصه اوج و حضيض هنر آن دوران من به شمار مى‏آيد. (اين ذهنيت نقشى برجسته و پررنگ در آفرينش‏هاى هنرى و اكثر پرسوناژهاى آثار افشان‏پور مى‏باشد.)

سال‏هاى دبستان و دبيرستان را با علاقه و پشتكار فراوان به طراحى و تصويركشيدن گذراندم و با اينكه در پانزده سالگى از دنياى پرشر و شور تجرّد به عرصه جدى و پرمسئوليت زندگى مشترك وارد شدم، با عشق و علاقه به كارم ادامه دادم. و اين تلاش حتى با آمدن فرزندم تداوم داشت و در آن لحظات شيرين و مقدس وظايف مادرى، چهره مادرانه زنى را در حالت‏هاى مختلف به تصوير مى‏كشيدم و اين علاقه و پشتكار بالاخره در سن 27 سالگى و با داشتن 3 فرزند مرا به هنرستان كمال‏الملك كشاند.

- پس شما كار هنرى‏تان را به شكل آكادميك از 27 سالگى آغاز كرديد؟


- با ورودم به هنرستان كمال‏الملك كه در سال 1348 بود، در كلاس نقاشى ثبت‏نام كردم و از طراحى سياه‏قلم شروع كردم و استادم در اين رشته مرحوم مشيرى بود و رنگ و روغن را نزد استاد شيخ آموختم.

- چگونه پا به دنياى مينياتور گذاشتيد؟


- پس از مدتى احساس كردم سياه‏قلم، طراحى، رنگ و روغن و تذهيب و تشعير براى بيان مقاصد و رؤياهايم كفايت نمى‏كند و نياز به ميدان وسيع‏ترى براى تاخت و تاز دارم. به توصيه استادهايم به كلاس مينياتور قدم گذاشتم و الفباى مينياتور را در مكتب استاد جلالى‏سوسن‏آبادى آغاز كردم و با دنياى پررمز و راز مينياتور آشنا شدم.

- چه سبك‏هايى از مينياتور را تجربه كرديد؟


- سبك‏هاى مختلفى را تجربه كردم. از مكتب بغداد تا مغول را به تجربه نشستم و در مكتب تيمورى يا هرات با تلاشى بى‏وقفه و خستگى‏ناپذير به آموختن پرداختم و در مكتب صفويه نيز تلاشى وصف‏ناشدنى به خرج دادم و در مكتب زند و قاجار نيز سعى كردم بياموزم.

- تاريخ‏نگارى در ايران و مكاتب مينياتور را توضيح بفرماييد.


- نقاشى در ايران سابقه و پيشينه‏اى طولانى و دراز دارد. از زمان زندگى انسان‏ها در غار آغاز مى‏گردد و با نقش و حك انسان و حيوان بر سنگ‏ها، نگارگرى در تاريخ ايران ثبت مى‏شود و تا دوران ساسانى ادامه دارد تا اين هنر توسط «مانى» به كمال مى‏رسد. پس از سقوط ساسانيان و ظهور اسلام، در زمان حكومت عباسيان، بغداد مهد و كانون هنرمندان عصر و زمانه مى‏شود و بسيارى از نقاشان پرورش‏يافته مكتب مانى به اين شهر مى‏آيند و به همراه مسيحيان در مصوركردن كتب ايرانى و يونانى همت مى‏گمارند و مكتبى را پايه‏ريزى مى‏كنند كه امروزه مكتب بغداد خوانده مى‏شود كه در واقع مكتب بغداد تلفيقى از هنر ايرانى و مسيحى مى‏باشد. تا زمان سلجوقيان كه هنر مينياتور در ايران، سبك و سياق ديگرى مى‏يابد و با حذف‏شدن برخى از ويژگى‏هاى مكتب بغداد، نگاره‏ها خصلت ايرانى‏ترى مى‏يابند، و در آثار از لباس مسيحى كه خاص مكتب بغداد بود اثرى نمى‏بينيم و در مكتب سلجوقى موضوعات انتخاب‏شده، متأثر از شاهنامه و رمان و غزل مى‏شود.

با هجوم مغول به ايران، نگارگرى در ايران ركود پيدا مى‏كند كه با نفوذ ايرانيان در دربار مغول بار ديگر تصويرگرى كتب آغاز مى‏شود و از آنجا كه قوم مغول متأثر از هنر چين بوده‏اند، پاى صورتگران چينى به دربار مغول باز مى‏شود كه گرايش به طبيعت و خصلت‏هاى طبيعت‏پردازى كه خاص مكتب مغول است، در مينياتور نمود پيدا مى‏كند. به دنبال اين جريان، نگارگران ايرانى موج تازه‏اى را در شيراز به وجود مى‏آورند و با تحولى شگرف در زيبايى رنگ‏ها و طرح‏ها، مكتب شيراز را پايه‏گذارى مى‏كنند و پس از آن مكتب تيمورى يا هرات است كه در تاريخ ايران پس از تيمور توسط پسرش شاهرخ در هرات، با ويژگى كاملاً ايرانى پيدا مى‏شود. اين شيوه رنگ‏هاى متنوع و شفاف با كوههاى مرجانى را مصور مى‏كند و در اواخر همين دوره، هنرمندى بزرگ و صاحب نام در عرصه مينياتور ظاهر مى‏شود كه پس از تصرف هرات، شيوه‏هاى هنرى اين مكتب را به دربار صفويه در تبريز انتقال مى‏دهد. اين نگارگر بزرگ و مينياتوريست، استاد كمال‏الدين بهزاد است.

- از استاد كمال‏الدين بهزاد و سبك او بيشتر بگوييد.


- بهزاد در مكتب هرات پرورش يافت ولى در آثار او توجه به زندگى مردم عادى و «رئاليسم» بيش از هر چيز جالب توجه است. از كلاس بهزاد و مكتب او شاگردان بسيارى فيض بردند كه معروف‏ترين آنها سلطان محمد است كه يكى از زيباترين تصاوير تاريخ نقاشى ايران يعنى «معراج پيامبر» را از خود به جاى گذارده است.

- اوج هنر نگارگرى ايران را در چه دوره‏اى مى‏بينيد؟


- پس از انتقال پايتخت صفويان از تبريز به قزوين، و باز شدن پاى غربى‏ها به دربار صفويه و به نمايش در آمدن نگاره‏هاى هنرمندان اروپايى و تشويق نقاشان ايرانى به كشيدن شاهزادگان و درباريان و ميهمانان شاه، ديگر از مكتب تبريز اثرى نمى‏بينيم چرا كه نفوذ نگارگران غربى در زمان صفويان بخصوص شاه عباس صفوى به اوج خود مى‏رسد و هنر نگارگرى ايران پس از رضا عباسى كه شيوه‏اى مبتنى بر قلم‏گيرى با رنگ‏هاى محدود داشت، به شدت رو به تقليد از هنر غرب نهاد و در اواخر دوران قاجار به كوره‏راه رسيد!

- چرا كوره‏راه؟


- تأثيرپذيرى مينياتور ايرانى از نقاشى‏هاى فرهنگى به حدى زياد بود كه نگاره‏هاى ايرانى چهره و رنگ عوض كرد. ناصرالدين شاه پس از بازگشت از ديار فرنگ، متأثر از بالرين‏هاى اروپايى، تحت تأثير لباس و حركات و سكنات آنان، جامه زنان حرم را به سبك بالرين‏هاى فرنگ تغيير داد. به طورى كه زنان حرم به جاى شليته‏هاى بلند، شلوارهاى تنگ و دامن‏هاى كوتاه و جليقه مى‏پوشيدند و تلفيقى از لباس اروپايى و ايرانى در حرمسرا شكل گرفت و به عنوان لباس رسمى زنان معمول گرديد كه در نقاشى‏هاى دوره قاجار به خوبى نمايان است.

- در تابلوهايى كه آفريديد بيشتر از چه منابعى الهام مى‏گيريد؟

- من براى خلق آثارم از روايات مذهبى، ديوان شعرا و كتب عرفانى الهام مى‏گيرم و قصايد عطار، رباعيات خيام، مثنوى مولانا و غزليات حافظ در نگاره‏هايم جارى است. تورق دفتر شعر نو و ديوان شعراى معاصر نيز به من الهام مى‏دهند. زمانى كه احساس مى‏كنم ذهن و زبان براى انعكاس هيجانات و جوش و خروش قلبم كفايت نمى‏كند، در جذبه و خلسه‏اى عارفانه مى‏غلطم و همه شراره‏هاى درونم را در كاغذ و رنگ متجلى مى‏سازم.

- در آثار مينياتور گاهى ديده مى‏شود كه بعضى موضوعات توسط چند هنرمند كار مى‏شود، آيا شما در اين خصوص رعايت سنتى خاصى را مى‏كنيد؟


- بايد بگويم كه ادبيات ما با وسعت و غنايى كه دارد، هر جاى و قسمتى كه از آن را بنگريم، پيام خاصى را بيان مى‏كند و من سعى كرده‏ام از نظر محتوايى كارم پيام داشته باشد، پيامى انسانى.

- اگر ممكن است چند نمونه از آثارتان را مثال بزنيد.


- در تصوير «هاجر و اسماعيل» و «سعى» ميان «صفا و مروه» و تلاش هاجر، زنى سياه‏رنگ كه تلاشى براى فرزندش دارد. و از «مولانا»، «دى شيخ با چراغ همى گشت گرد شهر» را ترسيم كرده‏ام كه انسان‏ها را در حالات گوناگون نشان مى‏دهد. از «منطق‏الطير» عطار، چند تصوير دارم كه مربوط به جايى كه «شيخ صنعان» و مسلمان‏شدن دختر «ترسا» است. و اين صحنه را تاكنون كسى تصوير نكرده است. در اين تصوير آخرين لحظات شيرين و هيجان‏انگيز اين داستان منظوم عارفانه، دختر ترسا خود را به پاى شيخ انداخته و شيخ در حالى كه جمعيت مريدان به دنبال او هستند با يك دست، زُنّار را از كمر باز كرده و با دست ديگر، قرآن را بالا آورده و بانگ مسلمانى بر دختر ترسا مى‏خواند.

شيخ بر وى عرضه اسلام داد

غلغلى در جمله ياران فتاد

- در آثارتان از سنت‏ها و آداب و رسوم خاص ايرانى چه الهامى مى‏گيريد؟


- در سنت‏ها و آداب و رسوم خاص ايران‏زمين مطالعه و دقت كافى را داشته‏ام و در برخى از تابلوهايم نيز از آن بهره گرفته‏ام مثل مراسم «بنداندازان» كه يكى از تابلوهاى بسيار خوبى است كه در نمايشگاههاى داخلى و خارجى، طرفداران بسيارى پيدا كرده است.

- خانم افشان‏پور، در تابلوهايتان از سياست هم الهام مى‏گيريد؟


- من كه از صداى شنيدن يك برگ خشك در زير كفش‏هايم، پژواك مظلوميت را مى‏شنوم چطور مى‏توانم نسبت به جريانات سياسى و اين همه فجايعى كه قدرت‏هاى بزرگ در گوشه و كنار دنيا به آن دست مى‏آلايند، بى‏تفاوت باشم و متأثر نشوم. اما اصولاً آدم سياسى و علاقه‏مند به ريزه‏كارى‏هاى آن نيستم.

- آيا تاكنون روى موضوعات روز، كارى انجام داده‏ايد؟


- يك كار تحت عنوان «سوار عينى» دارم كه از نظر تكنيكى و محتوايى تغييراتى را در آن قائل شده‏ام. در اين تابلو، سوارى كه كار شده، كاملاً به شيوه مينياتور است و سربازانى هم كه كشيده‏ام لباس‏شان نزديك به لباس سربازان امروز مى‏باشد كه دستار بر سر دارند كه يك مقدار حركت مينياتور را بيشتر مى‏كند. و در متن آن نقشه ايران است و اژدهايى كه به عنوان سمبل شرّ است. اين كار در رابطه با جنگ تحميلى بوده است و فضاى زمان خودمان را دارد.

- به نظر شما نقاشى مدرن و سنتى چه تفاوت‏هايى با هم دارند؟


- اعتقاد من اين است كه نقاشى ايرانى نبايد در تكنيك و محتوا درجا بزند و اين عقيده من بر عكس كسانى است كه طبق همان اصول اوليه نقاشى ايرانى كار مى‏كنند و به آن معتقدند. زمانى كه آدم دلش مى‏خواهد رنگ درختان را به جاى سبز، بنفش كند و با اين تغيير، نوعى تغيير در روح خود به وجود آورد. من معتقدم كه عنصر مهم در نقاشى ايرانى و سنتى خط است كه نبايد نرمى و بُعد آن تغيير كند. موضوع و محتواى كار، اغلب انسانى است. كمال‏الدين بهزاد به زندگى روزمره مردم اطرافش مى‏پرداخت. ما هم همين كار را مى‏كنيم. برداشت‏ها متفاوت است. نقاشى ايرانى براى ترسيم نقاشى سنتى بايد از نظر ترسيم خطوط، دستش قوى باشد و توانايى و حركت زيادى در اين زمينه داشته باشد. رضا عباسى نيز ساخت و سازى را كه بهزاد روى آن كار مى‏كرد با قدرت قلم كم‏نظيرش كمى سبك كرد، اما در سيالى خطوط تغييرى نداد. به هر حال هنرمند نگارگر بايد مفاهيم زيبايى‏شناختى و عرفان مشرق‏زمين را با خطوط نرم و سيال و خلوص ديد روى كاغذ بياورد و پيامش در برخورد با ظواهر محسوس رو به سير و سلوك در عالم باطن داشته باشد.

- در زمينه آموزش و تدريس مينياتور و نگارگرى فعاليت داريد؟


- چند سالى است كه در بخش آموزشى سازمان ميراث فرهنگى تدريس مى‏كنم. از سال 1360 به تعليم رسمى پرداختم. در دانشكده سوره، دانشگاه هنر نيز تدريس دارم و همچنين در دانشگاه الزهرا(س) به تدريس مينياتور مشغول مى‏باشم و با چند نفر از دانشجويان، رساله پايان تحصيلات‏شان را كار مى‏كنم. در منزل نيز تدريس خصوصى مى‏كنم و عقيده دارم كه بعد از ما بايد يك عده اين راه را پى‏گيرى كنند و با اينكه در سال، صدها هنرجو در اين رشته فعاليت مى‏كنند، اما فقط يكى دو تا از ايشان همت پى‏گيرى اين كار را خواهند داشت. يك شاگرد خوب و جدى در كار دلگرمى مى‏دهد. اين راه پر از غناى روحى است، لذا مسائل و مشكلات خودش را دارد.

- لطفاً در خصوص مشكلات اين رشته، به ويژه به عنوان يك زن هنرمند نظرتان را بفرماييد.


- اين كار بسيار وسعت دارد. بايد طلبه بود. مسائل و مشكلات مادى تحصيل و معاش وقت‏گير است و فرصت را براى هنر كم مى‏سازد و چقدر خوب بود كه تسهيلاتى براى هنرمندان اين رشته فراهم مى‏شد و هنرجو مى‏توانست بدون دغدغه مشكلات مادى به پرورش ذهن خود بپردازد.

- از خانم افشان‏پور مى‏خواهيم در مورد هنر و كار خودش آنچه را كه از قلم افتاده است بيان كند.


- همان طور كه گفتم من سعى دارم همواره پيامى انسانى را به ديده‏هاى مشتاقان و هنردوستان منتقل نمايم. به همين دليل، آثارم فقط در چهارچوب قاب نبوده است. سياه‏قلم كار كردم، مقالات برخى از نويسندگان را در قلمرو فرهنگ مردم مصور كردم. حتى در زمينه تصوير و نمايش (سيرى در ادبيات نمايشى ايران باستان) كارهاى متنوعى انجام داده‏ام. تابلوهايم سوژه‏هاى مختلفى دارند و از صد ميدان عشق عارفان تا مجلس بنداندازى عروسان، از آهوان خُمارچشم تا سمند تيزپاى. فكر مى‏كنم خصلت هنرمند بى‏نيازى از جنجال است.

- در مقام يك زن هنرمند، از سال‏ها تلاش و حركت در وادى هنر چه سخنى داريد؟


- به عنوان يك زن در اين اجتماع سعى كرده‏ام از هر ضربه‏اى كه مى‏خورم در جهت هنرم بهره بگيرم و بتوانم پيامى گرچه كوتاه براى آيندگان داشته باشم. اين كار وسعت بسيارى دارد. نكته مهم ديگر براى هر هنرمند و هر زنى، خودشناسى است. هر زنى بايد بداند پيش از هر چيز انسان است، يك انسان صرف نظر از زن يا مردبودن، اگر قابليت مطرح‏شدن را دارد بايد مطرح شود و براى خود جايى را در اين دنياى خاكى باز كند.

بخشى از فعاليت‏ها و موفقيت‏هاى هنرى مهين افشان‏پور:


1- دريافت تقديرنامه و يادواره نخستين نمايشگاه جمعى هنرمندان هنرهاى تجسمى؛

2- دريافت تقديرنامه و لوح يادبود و مدال در اولين نمايشگاه جمعى هنرمندان به مناسبت دهه فجر در سال 1362؛

3- دريافت تقديرنامه به مناسبت شركت در نمايشگاه بانوان هنرمند در آذرماه 1363 در موزه هنرهاى معاصر؛

4- دريافت لوح زرين و لوح تقدير از سوى مقام معظم رهبرى به مناسبت شركت در نمايشگاه پنجمين مجتمع هنر و ادبيات دفاع مقدس با تابلوى (سوارى از غيب)؛

5- تقدير به مناسبت شركت در نمايشگاه دو سالانه نگارگرى ايرانى اسلامى همراه كتاب نگاره‏ها از طرف موزه هنرهاى معاصر، سال 1370؛

6- دريافت تقديرنامه به مناسبت شركت در نمايشگاه هميارى مردم مظلوم بوسنى و هرزگوين از سوى مركز هنرهاى تجسمى، سال 1371؛

7- دريافت تقديرنامه به مناسبت شركت در دومين نمايشگاه دو سالانه نگارگرى اسلامى و شركت در ميزگرد هنرمندان، سال 1372؛

8- برپايى نمايشگاه در بيروت سال 1372 در محل وزارت السياحه اللبنانيه - الحمرا - بيروت؛

9- برپايى نمايشگاه در دمشق به مناسبت دهه فجر سال 1372 و دريافت لوح زرين از سوى رايزين فرهنگى سفارت جمهورى اسلامى ايران - دمشق؛

10- دريافت تقديرنامه به مناسبت داورى در انتخاب آثار هنرمندان زن در سالگرد تولد حضرت زهرا(س)، سال 1374؛

11- دريافت تقديرنامه به مناسبت سمينار بزرگداشت روز جهانى صنايع دستى از سوى رياست دانشگاه هنر؛

12- دريافت تقديرنامه به مناسبت بزرگداشت روز صنايع دستى و تقدير از پيشكسوتان هنرهاى سنتى از سوى دانشگاه هنر، سال 1376 - 1375؛

13- نمايشگاه انفرادى سال 1375 در باغ موزه سعدآباد؛

14- دريافت تقديرنامه و لوح يادبود به نام زنان نام‏آور دو دهه؛

15- همكارى به عنوان استاد راهنما در پروژه‏هايى جهت كارشناسى دانشجويان دانشگاه الزهرا و دانشگاه پرديس اصفهان؛

16- برگزارى نمايشگاه انفرادى در خراسان، نگارخانه ميرك به مناسبت روز زن، 000سال 1379؛

17- شركت در نمايشگاه گروهى به نفع بيماران سرطانى نگارخانه بهاران، روز زن.



سایت های مرتبط
نظرسنجی
نظرسنجي غير فعال مي باشد