پنج شنبه ٠٦ ارديبهشت ١٣٩٧
|
فهرست اصلی
ورود
نام کاربری :   
کلمه عبور :   
[عضویت]
[فراموشی کلمه عبور]
فراخوان مقالات

ثبت نظرات

اوقات شرعی
آمار بازدید
 بازدید این صفحه : 1375
 بازدید امروز : 233
 کل بازدید : 3431874
 بازدیدکنندگان آنلاين : 5
 زمان بازدید : 0/2969
کار (خیر) اندک ، که بر آن مداومت ورزی ، از کار بسیار که از آن خسته شوی ، امیدوار کننده تر است ( حضرت علی علیه السلام )
ماهرخ فلاحی، از معلمی تا تاسیس گاوداری

ماهرخ فلاحی، از معلمی تا تاسیس گاوداری

«ماهرخ فلاحی» زن 70ساله ای است که در سن 38 سالگی به فکر تاسیس یک دامداری صنعتی می افتد و لقب اولین زن گاودار صنعتی ایران را به خود اختصاص می دهد


از آرزوی معلم شدن تا مدیریت یک گاوداری. این یک خط کافی است تا مسیر زندگی زنی را به تصویر بکشد که لقب اولین زن گاودار صنعتی ایران را به خود اختصاص داده است. زنی 70 ساله به نام «ماهرخ فلاحی». او سال ها معلم بوده و در آستانه بازنشستگی اش به فکر تاسیس یک گاوداری می افتد تا خاطرات کودکی اش به همراه گوسفندهای پدربزرگش را دوباره زنده کند.


«فلاحی» فارغ التحصیل کارشناسی ارشد علوم تربیتی و زبان است و سال ها در این رشته ها تدریس کرده است. در همان سال های تدریسش به عنوان یکی از دبیران برتر زبان برگزیده عازم کشورهای آمریکا و اسپانیا شد تا دوره خاص آموزش نابینایان با خط بریل را بیاموزد. بعد از گذراندن این دوره های آموزشی بود که به همراه همکارانش خط بریل را به صورت لاتین آموختند و برای نخستین بار در ایران بر الفبای فارسی پیاده کردند.

 

از معلمی تا تاسیس گاوداری صنعتی


اما داستان راه انداختن گاوداری از سوی او برمی گردد به سال 1354. او در این سال که 38 سال داشته، به فکر تاسیس یک موسسه دامپروری می افتد. در آن سال 20 سال سابقه تدریس در آموزش و پرورش داشته و هیچ سررشته ای از دامپروری صنعتی نداشته است.


در همان سال ها بوده که خانه بزرگش در تهران را می فروشد و یک آپارتمان کوچک می خرد و با بقیه پول فروش خانه یک دامداری با هفت گوساله در محمدشهر کرج احداث می کند. «فلاحی» در مدت کوتاهی که فرصت داشته تا گوساله هایش رشد و سپس تولید مثل کنند در بسیاری از سمینارهای خارجی و داخلی گاوداری صنعتی و تمام دوره های آموزشی دانشگاه ها شرکت کرد.


همین فعالیت هایش باعث شد تا در این حوزه سری میان سرها بلند کند و با اعتماد به نفس بیشتر در مسیر دامپروری صنعتی قدم بردارد. در سال های نخست کار، برای زایمان گاوهایش از دامپزشک استفاده می کرد اما خیلی زود این کار و سایر مراقبت های بهداشتی از دام ها را آموخت و بعد از آموختن این اصول فقط برای سزارین از دامپزشک استفاده کرد. حرفه ماهرخ به سرعت گسترش یافت. بعد از یک سال هفت گوساله به 14 تا و سال بعدش به 28 عدد تبدیل شد.


دامداری صنعتی سال هاست که در دنیا و همچنین ایران رونق دارد اما در طی همه این سال ها گردانندگان این دامداری ها مرد بوده اند و اختصاص دادن اولین زن گاودار صنعتی برای «ماهرخ فلاحی» افتخار بزرگی است. آنطور که خودش م یگوید دست هایش در راه تاسیس و رونق دادن این دامداری شکل و شمایل مردانه پیدا کرده است و به قول خودش «به دست هایم خیلی فشار می آید» اما او گاوهایش را آنقدر دوست دارد که حتی در مسافرت ها بیش از همه حتی اعضای خانواده نگرانشان می شود.


حرفه او با سرعت رو به پیشرفت می گذارد و خیلی زود و به صورت تصاعدی تعداد گاوهایش افزایش پیدا می کند. بنابراین تصمیم به اصلاح نپاد گرفته و اسپرم های منجمد وارداتی را خریداری و به گاوها تلقیح می کند.


در نتیجه گاوی که در سال نخست بین 18 تا 20 کیلو شیر می داد بعد از آن با اصلاح نژاد 65 کیلو شیر داد اما او به این مرحله از کار هم بسنده نکرد و وقتی متوجه شد اصلاح نژاد هم به انتهایش نزدیک شده کار انتقال جنین را آغاز کرد: «همه مراحل کار از جمله هورمون تراپی را خودمانجام می دهم. هنگام سیکل ماهانه گاو آنها را هورمن تراپی کرده که در نتیجه آن، یک گاو، به جای یک تخمک 30 تخمک آزاد می کند و در نتیجه 30 قلو می زاید.» این نوآوری ها دلایل اصلی موفقیت این زن دامدار کارآفرین محسوب می شود. گوساله های نر او اکنون با قیمت بسیار مناسب توسط مرکز اصلاح نژاد خریداری و لطمه اقتصادی حاصل از خرید ارزان شیرش را جبران می کنند اما ماهرخ مشکلات آغاز کار را به هیچ عنوان فراموش نمی کند. سالی که سل گاوی شیوع یافت و همه گوساله هایش را نابود کرد اما او از پای ننشست شاید به همین خاطر است که هر دانشجویی که برای کارآ»وزی به او مراجعه می کند جواب رد نمی شنود: «کارآموزی در دامداری ها خیلی دشوار است چون بیشتر دامداران سرمایه دارانی هستند که دامداری شان را در اختیار کارگرشان قرار داده اند. کارگرانی که خود نیز از اصول علمی کار بی خبرند. بنابراین هیچ وقت از آموزش علاقه مندان به این حرفه خودداری نکرده و آنها را با دل و جان در دامداری ام می پذیرم.»


اما او از جمله دامدارانی است که محل زندگی و کارش جدا از هم نیست. خانه او به شکل برجی بلند درست میان دامداری اش واقع شده. به قول خودش خانه کاملا شبیه برج دیده بانی. او با دوربین شکاری اش در طول شبانه روز دایما دامداری اش را کنترل می کند. خودش درباره انتقال خانه به دمداری اش با لبخندی بر لب می گوید: «رفت و آمد بین تهران و کرج برایم مشکل بود اما دلیل اصلی انتقال نظارت مستقیم بر دامداری بود چون کار با موجود زنده نیازمند مسئولیت پذیری زیاد است. آن زمان که در تهران زندگی می کردم ناگهان خبر می رسید که گاوم زایمان دارد و تا خودم را به بالای سرش برسانم بلایی سر گاو آمده بود؛ با اینکه تنها نیستم و هفت، هشت کارگر دارم اما هدایت کارها به عهده من است.»


او هرگز از کارش خسته و دلزده نشده است: «گاهی خودم را با همسن و سال هایم مقایسه می کنم، خوشبختانه به علت تحرک زیادم هنوز از همه آنها سالم تر و قوی ترم.»

سایت های مرتبط
نظرسنجی
نظرسنجي غير فعال مي باشد