پنج شنبه ٢٢ آذر ١٣٩٧
|
فهرست اصلی
ورود
نام کاربری :   
کلمه عبور :   
 
متن تصویر:
[عضویت]
[فراموشی رمز توسط ایمیل]
فراخوان مقالات

ثبت نظرات

اوقات شرعی
آمار بازدید
 بازدید این صفحه : 1111
 بازدید امروز : 120
 کل بازدید : 3513673
 بازدیدکنندگان آنلاين : 7
 زمان بازدید : 0/3438
کار (خیر) اندک ، که بر آن مداومت ورزی ، از کار بسیار که از آن خسته شوی ، امیدوار کننده تر است ( حضرت علی علیه السلام )
هنر و فلسفه آن

تعريف ‌هنر ‌و‌ فلسفه ‌آن‌

جام جم آنلاين: هنر که فی نفسه در تعریف فرهنگ حجم بزرگی را به خود اختصاص می‌دهد با توجه به تحولات نوین، دستخوش تحولات و تغییراتی شده است. یکی از مهم‌ترین مسائلی که در بحث هنر از هزاران سال پیش تاکنون مطرح بوده و است، این که هنر چیست؟ نسبت هنر و زیبایی چیست؟ ضرورت هنر در اجتماع و زندگی انسانی چیست؟ و پرسش‌هایی از این قبیل.

در طول تاریخ از سوی فلاسفه تلاش‌های فراوانی شده که به این پرسش‌ها پاسخ داده شود که می‌توان مهم‌ترین پاسخ‌ها را به‌ 3 دسته تقسیم کرد:


1. هنر به عنوان بازنمایی وجهی از عالم‌


2. هنر ابراز بیان احساسات و عواطف‌


3. هنر در حکم فرم معنادار یا دلالت کننده .


فلاسفه کلاسیک یونان بخصوص ارسطو و افلاطون بر این باور بوده‌اند که یک نقاش سعی بر تقلید نقش و نگار موجود در طبیعت را دارد، یک هنرپیشه تئاتر خود اندوهگین نیست، اما اندوه را تقلید می‌کند و حتی یک موسیقیدان نیز به تقلید اصوات زیبای طبیعت، اصوات موزون خلق می‌کند.


این نظریه با تحولات بعدی در هنر مورد چالش‌های اساسی قرار گرفت؛ اما هنوز هم بسیاری این باور و نظریه را می‌پذیرند. در دوران جدیدتر بخصوص دوره رمانتیک در اروپا، فلاسفه‌ای باور داشتند هنر ابزار بیان است، ابزاری که با آن احساسات و عواطف بیان می‌شود.


گفتنی است لزومی ندارد برای درک و دریافت یک شیء‌ از آن تعریف دقیقی ارائه کنیم، زیرا ما بسیاری از احوال روانی خود را از طریق وجدان درونی درک می‌کنیم، در حالی که قادر نیستیم از آن توصیف مشخصی ارائه کنیم. امروزه این مسأله در فلسفه غرب نیز مطرح است که دریافت حقیقت و گوهر یک شیء از طریق جان میسر است، نه از طریق تصور و مفاهیم ذهنی.


در واقع برای پی‌بردن به نفس هستی هر شی، به نوعی درک شهودی و تجربه درونی لازم است. لئوناردو داوینچی، نقاش و معمار برجسته ایتالیایی می‌گوید هنرمند باید جانش را پاک و زلال کند تا درونش زیبا شود و جان شفاف و زیبا جز زیبایی نمی‌بیند و جز زیبایی نمی‌آفریند. هنر نیز در ذات خویش بی‌نیاز از جان هنرمند نیست.


از مهم‌ترین تعاریف درخصوص هنر میان متفکران شرقی سخن علامه اقبال لاهوری است. اقبال در تعریف هنر می‌گوید: مقصود از هنر، اکتساب حرارت و نشاط ابدی است. ملت‌ها نمی‌توانند بدون معجزه قیام کنند. هنری که خاصیت عصای موسی‌ع یا دم عیسی‌ع در آن نباشد، چه فایده‌ای بر آن مترتب خواهد بود.


این سخن وی از آنجا نشات می‌گیرد که او فلسفه حیات را در شور و نشاط و سیر حرکت به جانب لقای الهی می‌داند. اقبال همچنین می‌گوید: مقصود از علم و فلسفه، کشف حقیقت و هدف از هنر تجلی و تمثیل حقیقت است.


به هر حال توصیف اقبال از هنر، تداعی کننده هنر دینی و سنتی است و با پژوهش‌های جدید درباره هنر دینی سازگاری دارد.


تعبیر فلسفه هنر ممکن است در قلمرو خاصی پذیرفته شده باشد. در دوره جدید و عقل مدرن، تعبیر فلسفه هنر جا افتاده است؛ اما در عرفان ابن عربی این تعبیر قابل قبول و پذیرفته نیست. به طور کلی معرفت‌شناسی ابن عربی به گونه‌ای است که پایگاه معرفت را آن گونه که نزد حکمای مشاء متداول بوده، به مرکز دیگری منتقل می‌کند؛ یعنی نزد حکما و فلاسفه، عقل پایگاه معرفت است ولی ابن عربی فلسفه را نقد و پایگاه ادراک انسان را از عقل به قلب منتقل می‌کند.


معرفت‌شناسی ابن عربی بهایی برای عقل فلسفی قائل نیست. به این ترتیب از نگاه او عقل و فلسفه سخنی برای گفتن درباره هنر ندارند. هنر از نگاه ابن عربی کاری خدایی و پیامبرگونه است؛ بنابراین تعریف، فلسفه هنر یعنی تبیین معقولیت هنر در نظر ابن عربی.


در ارتباط با واژه هنر در ادبیات فارسی و معادل‌های آن در زبان‌های دیگر بحث نمی‌کنم. اگر قرار باشد در عرفان ابن عربی به مطالعه درباره هنر بپردازیم، باید معلوم کنیم با کدام کلید واژه و با چه عنوان و مدخلی به کندوکاو در این باره مشغول شویم.


در زبان عربی امروز کلمه فن که جمع آن فنون است به معنای هنر( به معنی خاص کلمه) به کار می‌رود؛ اما در عصر ابن عربی و در زبان عربی کلمه فن به معنی هنر نیست و اگر کسی با عربی امروز و برمبنای این کلمه در آثار او به دنبال هنر بگردد، طبعا گمراه می‌شود.


فن در زبان عربی به معنی 2  نوع گونه و صناعت به کار می‌رفته است. ابن عربی در فصل اول کتاب فصوص‌الحکم در بحث چگونگی آفرینش عالم و آدم مطرح می‌کند: این فن از ادراک تنها از طریق کشف الهی قابل فهم و قابل وصول است و از طریق عقل و نظر قابل دریافت نیست. واژه‌ای که در روزگار او به معنای هنر در معنای خاص کلمه (نه اخص) به کار می‌رفته، کلمه صنعت است. این واژه در عرفان ابن عربی و بخصوص در کتاب فتوحات دقیقا معادل واژه تخنه یونانی بوده است.


 تخنه، شامل 2 عنصر تعیین کننده است:


1. ساخته دست انسان‌


2. در این ساخته زیبایی، ابداع، خلاقیت، هماهنگی وجود دارد.


با جمع این دو به صنعت و هنر نزد ابن عربی می‌رسیم. وی تعریفی از چیستی هنر نمی‌دهد؛ چرا که به تصریح خود او  بزرگان و مشایخ ما اشیاء را تعریف نکرده و حد ذاتی آن را تعیین نمی‌کند؛ بلکه هنر مبتنی بر نوعی علم و معرفت باطنی است که سرچشمه‌ای آسمانی دارد.





کارآفرینی Entrepreneurship

 



کارآفرینی فرآیند یا مفهومی است که در طی آن فرد کارآفرین با ایده‌های نو و خلاق و شناسایی فرصتهای جدید، با بسیج منابع به ایجاد کسب و شرکتهای  نو، سازمانهای جدید و نوآور رشد یابنده مبادرت  می‌ورزد . این امر توام با پذیرش خطرات است ولی اغلب منجر به معرفی محصول یا ارائه خدمت به جامعه  می‌شود. بنابراین «کارآفرینان» عوامل تغییر هستند که گاهی موجب پیشرفتهای حیرت‌انگیز نیز شده‌اند.انگیزه‌های مختلفی در کارآفرین شدن مؤثر می‌باشند که از جمله آنها: نیاز به موفقیت، نیاز به کسب درآمد و ثروت، نیاز به داشتن شهرت، و مهمتر از همه نیازمندی به احساس مفید بودن و استقلال طلبی را می‌توان نام برد.


 کارآفرینی


افراد از ویژگیهای شخصیتی خاص و گوناگونی برخوردار می‌باشند طبیعی است که برخی از ویژگیهای کارآفرینان متمایز و برجسته از سایر افراد است به طور مثال داشتن خلاقیت و نوآوری، دارا بودن قدرت تحمل ابهام، داشتن اعتماد بنفس و عزت نفس، آینده نگر و عمل گرا بودن، و فرصت شناس بودن.


شیوه های پرورش این ویژگیها متفاوت است.مطالعه و بررسی در زمینه اقدامات بعمل آمده در مورد موضوع کارآفرینی در کشورهای مختلف بیانگر آن است که دانشگاهها در زمینه های آموزشی و پژوهشی پیشقدم بوده اند ولی فارغ التحصیلان بدون توجه و قصد بکارگیری آموخته ها و قدرت ابتکار خود در راستای شروع کار و ارائه محصول و خدمت در بازار کار، چندان موفق نبوده اند.




 برای ترویج روحیه کارآفرینی از طریق ایجاد و حمایت از خلاقیتها توسط اساتید محترم، چند راهکار می تواند مفید واقع گردد:


    طرح سوالات و گاهی ایجاد محیط معما گونه در تدریس.

    آموزش نحوه تفکر علمی و چگونگی آزمون فرضیه ها.

    تشویق دانشجویان به مشارکت و ذهن انگیزی در تدریس.

    محترم شمردن سوالات اصیل.

    اجازه دادن برای برقراری ارتباط جهت گفتگو در مورد تجاربی که کسب کرده اند.

    تشویق به احساس عزت نفس و اعتماد به نفس، و

    تشویق دانشجویان مقاطع تحصیلات تکمیلی به اخذ پایان نامه های مرتبط با مفاهیم کارآفرینی.






با توجه به اینکه یکی از پیامدهای مثبت کارآفرینی اشتغال مولد است طرح کاراد با هدف «ترویج و بهره‌مندی از پیامدهای مثبت» خود در بین دانشگاهیان و فارغ التحصیلان ارائه شده و بمورد اجرا گذاشته شده است.




کارآفرینی چیست؟


 در مورد تعریف کارآفرینی دیدگاه های مختلفی وجود دارد و درک کامل مفهوم و موضوع " کارآفرینی " نیازمند اطلاع از دیدگاه های بین رشته ای می باشد. کارآفرینی برحسب ماهیت خود و توجه محققان رشته های مختلف از نظر روانشناسی، جامعه شناسی، اقتصاد، صنعت و حتی تاریخی تعریف شده است.


واژه کارآفرینی از کلمه فرانسوی "Entrepreneurs" به معنای "متعهد شدن" نشات گرفته است کارآفرینی اولین بار مورد توجه اقتصاددانان قرار گرفت و تمامی مکاتب اقتصادی از قرن ۱۶ میلادی تا کنون به نحوی کارآفرینی را در نظریه های اقتصادی خویش تشریح نموده اند.


کارآفرینی از مباحثی است که در تمامی ابعاد توسعه اقتصادی و اجتماعی از حدود ۲۰ سال به این طرف عملاً در دنیای تجارت و کسب و کار مطرح شده است]۳[. از جمله تعاریف کارآفرینی می توان به موارد زیر اشاره نمود:


 ژوزف شومپیتر( ۱۹۳۴) فرآیند کارآفرینی را " تخریب خلاق" می نامد به عبارت دیگر ویژگی تعیین کننده در کارآفرینی همانا انجام کارهای جدید و یا ابداع روشهای نوین در امور جاری است. روش نوین همان "تخریب خلاق" می باشد. از نظر وی نوآوری در هر یک از زمینه های ذیل کار آفرینی محسوب می شود:


۱ - ارائه کالای جدید.


۲ - ارائه روش جدید در فرآیند تولید.


۳ - گشایش بازاری جدید.


۴ - یافتن منابع جدید.


۵ - ایجاد هر گونه تشکیلات جدید در صنعت.




کارآفرینی کیفیتی است که افراد را قادر می سازد یک فعالیت جدید را شروع کنند یا با قدرت و به طور ناباورانه فعالیت موجود را توسعه دهند.


کارآفرینی موتور تحول و توسعه اقتصاد، فرهنگ و جامعه است. رشد و فراگیری این پدیده می تواند به تحول و دگرگونی اساسی در اقتصاد ملی منجر شود. کارافرینی فرآیندی است که طی ان فرد کارآفرین با ارائه ایده و فکر جدید ایجاد کسب و کار با قبول مخاطره و تحمل ریسک، محصول و خدمت جدید را ارائه میکند.


اگرچه تعاریف گوناگونی از کارآفرینی ارائه شده است، لیکن بیشتر نویسندگان و صاحب نظران در مجموع کارآفرینی را " فرآیند شناسایی فرصتهای اقتصادی، ایجاد کسب و کار و شرکتهای جدید، نوآور و رشد یابنده برای بهره برداری از فرصتهای شناسایی شده می دانند که در نتیجه آن کالا ها و خدمات جدیدی عرضه می شود.


 کار آفرینی


تعاریف کارآفرین


  ریچارد کانتیلون۱ (۱۷۳۰) اولین کسی بود که این واژه را در علم اقتصاد ابداع نمود و آن را اینچنین تعریف نمود : کارآفرین فردی است که ابزار تولید را به منظور ترکیب به صورت محصولاتی قابل عرضه به بازار خریداری می کند. کارآفرین در هنگام خرید از قیمت نهایی محصولات اطلاع ندارد 


جان باپتیست سی۲ (۱۸۰۳) کار آفرین را فردی میداند که مسوولیت تولید و توزیع فعالیت اقتصادی خود را بر عهده دارد


فرانک نایت۳ (۱۹۲۱) کار آفرینان را کسانی میشناسد که در شرایط عدم قطعیت۴ به اتخاذ تصمیم می پردازند و پیامدهای کامل آن تصمیمات را نیز شخصاً می پذ یرند


طبق نظر کاسون۵ (۱۹۸۲) کار آفرین فردی است که تخصص وی "تصمیم گیری عقلایی و منطقی در مورد ایجاد هماهنگی در منابع کمیاب" میباشد. وی "داشتن توان داوری و قضاوت۶"  را عنصری مشترک در تمامی کار آفرینان تشخیص داده است . از دیدگاه کارلند۷ (۱۹۸۴) کار آفرین فردی است که شرکتی را به منظور سود و رشد تاسیس مینماید  و آنرا مدیریت کرده و از آن برای پیشبرد اهداف شخصی استفاده میکند .


همچنین به تعاریف زیر نیز می توان اشاره کرد: کارافرین کسی است که توانایی آن را دارد تا فرصتهای کسب و کار را ببیند و آنها را ارزیابی کند، منابع لازم را جمع آوری و از آنها بهره برداری نماید، و سپس عملیات مناسبی را برای رسیدن به موفقیت پی ریزی نماید


کارآفرینان کسانی هستند که با ایجاد محصولات وخدمات نوین مورد نسیاز مردم، درآمد خوبی کسب می کنند. معمولاً گمان می رود که کارآفرینان در راه اندازی شرکتها تبهر دارند در هر حال، آنها، از هیچ، کسب و کارجدید خلق می کنند. انها به رغم مخاطرات بسیار، پیشگام کارهای جدید می شوند.


سایت های مرتبط
نظرسنجی
نظرسنجي غير فعال مي باشد